نوع مقاله: مقاله علمی- پژوهشی

ریشه‌های سیاست و مسائل سیاسی در نظام اجتماعی ارامنۀ ایران (906- 1135 ق/ 1501-1723 م)

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 1-22

https://doi.org/10.30465/acas.2019.2881

هاشم آقاجری، سید علی مزینانی، مهران رضایی، محمد شهیدی

چکیده در سال‌های 906 تا 1135 ق/ 1501 تا 1723 م، ارامنۀ قفقاز اقلیت کوچکی از پادشاهی ایران، در بستری از زمانِ جهانی که خصایص عمده‌اش جهانی‌شدن اقتصاد برمبنای مجموعه‌ای از دولت‌های مطلقه است و در جغرافیایی از غرب اروپا تا جنوب شرق آسیا، به سیاست و تجارت مشغول بودند. این‌که سیاست‌ورزی در چنین سطح و چنین گستره‌ای برای جمعیتی محدود چگونه ممکن بوده و چه نوع مسائل سیاسی دغدغه‌های آنان را شکل می‌داده است اساساً جای سؤال است. بررسی این مسئله از خلال نظریۀ ساخت‌یابی آنتونی گیدنز و جامعه‌شناسی تاریخی مکمل آن روشن می‌کند که حرکت فزایندۀ نظام اجتماعی ارامنه به‌سمت منابع اقتداری و گونه‌های تازه‌ای از منابع تخصیصی با قابلیت انتشار بالا در زمان ـ مکان اجازۀ فعالیت با آن دامنه و در آن سطح را فراهم می‌کرده و مسائل سیاسی جاری ایشان نیز ناشی از همین منابع و معطوف به حفظ آن‌ها بوده است.

چگونگی شکل‌گیر‌ی یادمان نادرشاه و نسبت آن با ایدئولوژی حکومت پهلوی

دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 1-24

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5148

علیرضا اسماعیلی، علی بیگدلی، مهرناز بهروزی

چکیده یادمان‌سازی برای شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی، به‌عنوان یک سنت، سابقة دیرینه‌ای در معماری ما داشته است. در ساخت این یادمان‌ها معمولاً به تناسب شخصیت افراد از انواع نمادها و نشان‌ها استفاده شده است. در تاریخ معاصر انجمن آثار ملی با ساخت ده‌ها آرامگاه و مجسمه برای رجال سیاسی و فرهنگی، یکی از نهادهای پیشرو در این زمینه بوده است. در این راستا انجمن آثار ملی، در سال 1334، ساخت آرامگاه و مجسمة نادرشاه را به دو تن از هنرمندان نام آشنای حوزة معماری و مجسمه‌سازی، هوشنگ سیحون و ابوالحسن صدیقی، سفارش داد؛ افتتاح و بهره‌برداری از این مجموعه تا سال 1342 به طول انجامید.
     باتوجه به جایگاه ویژة نادر در تاریخ ایران و مقبولیت وی در بین تودة مردم، این اقدام انجمن در بین فعالیت‌های دورة دوم آن از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی و  بهره‌گیری از اسناد و تحقیقات جدید سعی شده در کنار واکاوی جنبه‌های هنری این یادمان، به این سوال پاسخ داده شود که انجمن و حاکمیت چه اهداف سیاسی و ایدئولوژیکی را در انجام این اقدام دنبال می‌کرده‌اند. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که پرداختن انجمن به این اقدام در برهه‌ای خاص از تاریخ ایران و حمایت و نظارت مستقیم و مستدام شاه برای انجام آن، دلایلی فراتر از ساخت یک یادمان صرف برای شخصیتی تاریخی همچون نادر داشته است.

گلبدن نامه، گزارشی زنانه از تاریخ تیموریان هند

دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 1-23

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5130

لیلا الهیان

چکیده شبه ‏قاره‏ هند در قرن دهم، از مراکز شکوفایی زبان و ادب فارسی به دور از سرزمین مادری خود بوده است. گلبدن‏ نامه نخستین نثر بانونبشت فارسی، متعلق به این دوره است که به قلم بانویی غیرایرانی نگاشته‏شده است. گلبدن، از منظر زنی دارای اعتبار اجتماعی و ناظر بر حوادث، خاطراتی از سلوک اجتماعی و خانوادگی پدرش، بابر و برادر خود، همایون، را برجای گذاشته است. به نظر می‏رسد این کتاب فراتر از خاطره‏گویی، با زبانی زنانه در پی برجسته کردن، پنهان کردن یا دگرگون جلوه‏دادن موضوعاتی بوده‏است. مسألۀ پژوهش پیش‏رو این است که گلبدن نامه به چه مباحث تاریخی- فرهنگی به‏ویژه در نمایاندن بخش همیشه پنهان مانده حکومت‏ها یعنی زنان، اندرونی و روابط آنها از نگاه یک زن پرداخته و ازین رهگذر چگونه روایت تاریخی از پدر و برادر خود عرضه کرده است. پس از شرح محتوای تاریخی کتاب، دو موضوع در خور تأمل جایگاه زنان دربار و نیز باورها و آیین‏هایی که در خلال خاطرات بازنمایی شده، واکاوی شد. در نتیجه مشخص شد شخصیت‏ها و خاطرات طرح شده معمولاً به اعتبار ارتباط خانوادگی با شاه حاضر(‏اکبر‏شاه) انتخاب شده‏اند و نویسنده از منظری زنانه در پی‏اثبات حقانیت حکومت همایون، وفاداری برادر دیگرش، هندال، صمیمت عمیق آنها و تلاششان برای نکوداشت زنان  و مناسبات خانوادگی است.

مطالعه تطبیقی جایگاه انسان در مکان‌های مقدس ایران و هند باستان (نمونه موردی: آتشکده و استوپا)

دوره 3، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 1-19

https://doi.org/10.30465/acas.2023.37467.1140

مریم ابراهیمی، پژمان دادخواه، منصور مهرنگار

چکیده آیین‌های زرتشت و بودا اگرچه در تعالیم و باورها دارای نقاط مشترک می‌باشند، لیکن در فرهنگ دینی به ویژه جهان‌بینی بر محوریت انسانی با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند. چنانکه در اندیشه زرتشتی انسان به یکتاپرستی دعوت شده و در جایگاه بعد از خداوند به عنوان نماینده‌اش در زمین است. حال آن‌که در آیین بودا انسان خود موضوع محوری دین می‌باشد و خودش قادر است به مرتبه خدایی، یعنی به مرتبه کمال برسد. بر این اساس، پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی‌تحلیلی و تطبیقی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای انجام شده است، به صورت موردی ساختار دو مکان عبادی‌-قدسی آتشکده و استوپا را در دو تمدن باستانی ایران و هند مورد بررسی قرار می‌دهد تا بدین سوال پاسخ دهد که  چه مشخصه‌هایی در کالبد و فضای معمارانه دو اندیشه زرتشتی و بودایی تبلور یافته تا بر وجه قدسی بودنشان تاکید گردد؟ نتایج بیانگر آن است که چون نگاه آیین زرتشت به انسان خوش‌بینانه و واقع‌گرایانه در جهت بقا، رشد و حرکت اوست، لذا آتشکده همواره بر فراز بلندی، درونگرا و فاقد هرگونه تزئینات بنا شده است. در حالی‌که به دلیل موج زدن نگاه فنا و نیستی انسانی در آیین بودا، محل قرارگیری استوپا در سطح هموار است و به صورت برونگرا و با تزئیناتی وافر از سمبل‌های جسمانی احداث شده است. با این وجود، هر دو بنا با تاثیرپذیری آیینی از یکدیگر در عناصر اصلی طرح و نقشه شباهت‌هایی را دارا هستند.

بنیان یابی تمدّن ایرانی در آسیای کهن

دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 1-16

https://doi.org/10.30465/acas.2025.16322.1021

ناصر تکمیل همایون

چکیده آسیای کهن به گونه بزرگ‌ترین قاره زمین، زیستگاه نخستین جماعت‌های انسانی بوده که حیات باستانی خود را در فرهنگ‌های گوناگون نظم داده‌اند. ساکنان سرزمین‌های آسیایی در مهاجرت و ارتباط با یکدیگر که گاه به‌سختی صورت می‌گرفت، تأثیر و تأثرات بسیار در یکدیگر باقی گذاشته‌اند و هیچ‌گاه بریده از هم نبوده‌اند. از اقوام ریشه‌دار آسیایی نام‌هایی در تاریخ آمده که مشهورترین آن‌ها شاید «قوم آرین» ها باشد که به شعبه‌های گوناگون تقسیم شده‌اند و در مراحل تکاملی زمان و فرهنگ و فرهنگ‌سازی، در برهه‌ای از تاریخ که تحول عظیم شهرنشینی و حکومت و عصر کتابت پدید آمده آن قوم را در پهنه تمدن قرار داده است. این امر از هزار سوم پیش از میلاد مشهود است.


تاریخ

دوگانه ایران و افغانستان در داستان آواره بی‌خورشید

دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 17-34

https://doi.org/10.30465/acas.2025.51985.1184

زهرا حاتمی

چکیده مقاله حاضر با استفاده از نظریه پسااستعماری تلاش در بازنمایی نحوه مواجهه ایرانی میزبان و افغان‌های مهاجر در اثر داستانی «آواره بی‌خورشید» نوشته محمدهادی محمدی دارد. پرسش اصلی مقاله حاضر آن است که تصویر ارائه‌شده از افغانی مهاجر در روایت داستانی «آواره بی‌خورشید» حاوی چه پیام‌هایی است و چه نقشی در برساخت هویت جدید از خودِ افغانی در برابر دیگریِ ایرانی بازی می‌کند. فرضیه تحقیق حاضر آن است که آنچه در روایت محمدی در بازنمایی زندگی بومان، کودک کارگر افغانی می‌یابیم به نحوی پُررنگ‌تر در روایت‌ نویسندگان افغانی نیز قابل ردیابی است که در آن بر هویت، نژاد، زبان، فرهنگ و تاریخ متفاوت افغانستان و ایران تأکید شده و تلاش گردیده است در مقابله با موقعیت فرودستی جامعه مهاجر، وجوه امتیازبخشی آنان برشمرده شود. این روایت‌ها جامعه فرودست‌انگاشته‌شده افغانی مهاجر را به صدا درآورده و به آن‌ها این امکان را داده است که نه‌تنها با روایت‌های مخالف خود مقابله کنند، بلکه این روایت فرودست‌کننده را برعکس نمایند و از مزایای فرهنگی، تاریخی و طبیعی کشور خود سخن بگویند. قدرت سخن و روایت آن‌ها به نحوی است که توانسته است بر ذهنیت نویسندگان ایرانی نیز تأثیرگذار شده و آن‌ها را وادار به نگارش آثار خود در چنین فضای گفتمانی کند.

تحلیل سفر قهرمان در حکایت گنبد سرخ از هفت‌پیکر نظامی

دوره 3، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 21-41

https://doi.org/10.30465/acas.2023.40239.1152

مرجان برات طرقی، مهدی محمدزاده

چکیده هفت‌پیکر یا بهرام‌نامه چهارمین منظومه از خمسه نظامی و روایتی تاریخی از زندگی بهرام پنجم پادشاه ساسانی (ملقب به «بهرام گور») است؛ در این مقاله سعی بر آن شده تا سیر حرکت قهرمان و میزان مطابقت رفتارهای او با الگوهای مطرح در نظریه سفر قهرمان  در گنبد چهارم یا گنبد سرخ، مورد بررسی قرار گیرد. در این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی به نگارش درآمده، از رویکرد تک‌اسطوره یا سفر قهرمان جوزف کمبل استفاده شده است. از نتایج اصلی این پژوهش، مطابقت الگوی انتخابی توسط نظامی با الگوهای نظریه سفر قهرمان است.جوان عاشق سفری را در مسیر رسیدن به معشوق آغاز می‌کند اما با رفتاری قهرمانانه ـ ضمن حذف مرحلۀ سوم کمبل یعنی بازگشت به دنیای عادی ـ هدفی اخلاقی را که شامل نجات قوم و ایجاد عدل پایدار می­باشد را محقق می­کند. در نهایت می­توان از او به عنوان نمونه‌ای از «قهرمان» در ادب غنایی فارسی یاد کرد.

چند نکته، سند، و آگاهی جدید دربارۀ جام جمشید و کیخسرو

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 23-51

https://doi.org/10.30465/acas.2019.2676

سجاد آیدنلو

چکیده جام جهان‌‌نمایِ جمشید و کیخسرو مشهورترین جام‌هایِ ویژۀ متون و روایات ایرانی است. غیر از توضیحات منابعِ ادبی، تاریخی، داستانی، و فرهنگ‌های قدیم، محققان دورۀ معاصر از حدود 150 سال پیش تاکنون به این دو جامِ نام‌دار پرداخته‎ و نکات بسیاری را دراین‌باره مطرح و روشن کرده‌‌اند؛ اما با جست‎وجوهای بیش‌تر در مآخذ مختلف باز اسناد، گواهی‌‌ها، و توضیحات جدیدی دربارة این موضوع یافت می‌‌شود. در این مقاله، پس‌از مروری کوتاه بر مهم‌‌ترین نظریات و تحقیقات مربوط به جام جمشید و کیخسرو، برخی نکته‌‌ها و شواهد نویافته یا کم‌تر توجه‌شده از منابعِ متعدد ادبی، تاریخی، و داستانی دربارۀ این دو جام در هفت بخش/ موضوع بررسی شده است: 1. منشأ و الگویِ جامِ جهان‌‌نما؛ 2. قدمت، اصالت، و استقلالِ جامِ جمشید و جام کیخسرو؛ 3. چگونگیِ ساخته‌شدنِ جامِ جم؛ 4. جنسِ جامِ جهان‌‌بین؛ 5. رابطۀ جامِ گیتی‌‌نما و آب؛ 6. فرجامِ جام؛ و 7. توضیح‌ها و تفسیرهای جامِ جهان‌‌نما.

بررسی جنبه‏ های نمادین و نشانه ‏ایِ فیلم سینمایی رنگ انار به‏ کارگردانی سرگئی پاراجانف

دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 25-41

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4217

الهام ایل، محمد عارف

چکیده مقاله حاضر می‌‌کوشد به بررسی تحلیلی و نماد شناختی فیلم سینمایی رنگ انار، اثر سرگئی پاراجانف، کارگردان ارمنی، از منظر انسان شناسی نمادین بپردازد. انسان شناسی نمادین، که در امتداد نظریه های دهه 1970 و با تلاش اندیشمندانی چون گیرتز، ترز و داگلاس در علوم انسانی ایجاد شده، فرهنگ را مجموعه‌ای از معانی می‌داند که از طریق نمادها و نشانه‌ها درک و تفسیر می شود. سینما نیز به عنوان رسانه‌ای متنی، جهت انتقال معانی فرهنگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. یکی از ابزارهای مناسب برای تحلیل متون سینمایی، استفاده از روش نماد‌شناسی است، که روشی منسجم و پربار در مطالعات سینمایی محسوب می‌شود. رنگ انار، فیلمی با اقتباس از زندگی صایات نوا (شاعر ارمنی قرن هجدهم)، آمیزه‌ای از نمادهای انجیلی، تصویرپردازی‌های مذهبی، هنر بومی و معماری قوم ارمن است. این مقاله، به روش تحلیل محتوای کیفی و شیوه‌ی کتابخانه‌ای، با رویکرد انسان شناسی نمادین، مبتنی بر دیدگاه کلیفورد گیرتز، مورد مداقه قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد‌که پاراجانف از سینما گران مردم شناس ارمنی است که عناصر بومی و قومی ارمنیان را به خوبی شناخته، و شاهد تحولات نمادها و نشانه‌های بومی، به مذهبی، در دوران حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی در زندگی قوم ارمن بوده است. این مقاله به بازشناسی ده نماد و نشانه در فیلم رنگ انار می پردازد.

زمینه‌ها و ظرفیت‌های زبان و ادبیات فارسی در هم‌گرایی منطقه‌ای کشورهای حوزۀ تمدن ایران فرهنگی مطالعۀ موردی: افغانستان و تاجیکستان

دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 25-42

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5438

خدیجه حاجیان

چکیده زبان فارسی از شاخصترین مولفه‌های هویت ایرانیان و خط فارسی خط مشترک و عامل پیوند و وسیله‏ای برای برقراری ارتباط میان آنان شمرده شده است. این زبان همچنین نقش ویژۀ انسجام بخشی در بسترسازی فرهنگی و تحقق هویت ملی را دارد. نقش زبان و ادبیات فارسی در جایگاه بر جسته‌ترین مولفۀ فرهنگی میان ما و کشورهای ایران فرهنگی به ویژه افغانستان و تاجیکستان اساساً ناشناخته مانده است. بررسی و شناخت زمینه‌ها و ظرفیت‌های عنصر مشترک در هویت، یعنی زبان در تحکیم مولفه‏های هویت، باورها، ارزش‌ها و نگرش‌های مشترک در طول زمان و نسل‌ها نقشی اساسی به عهده دارد. ارزش‏های برگرفته از مولفه‏های هویت ایرانی- اسلامی که هم متعلق به فرهنگ اسلامی و هم جزئی از اجزای فرهنگ ایرانی است؛ بخشی از هویت ماست که در ادبیات فارسی تجلی پیدا کرده است. در این تحقیق سعی شده است با نگاهی به بستر تاریخی هویت فرهنگی مشترک با کشورهای حوزۀ تمدنی ایران فرهنگی، به چگونگی و کیفیت این امر، مسائل پیرامون آن، راه‌کارهای هم‌گرایی و موانع پیش رو پرداخته شود. پرداختن به این امر در کشورهای حوزه‌ی ایران فرهنگی، به‌دلیل اشتراک‌ها و پیوندهای فرهنگی، ضرورتی است که باید به آن اهتمام بیشتری ورزیده شود. تأکید این تحقیق بر دو کشور افغانستان و تاجیکستان بوده است.
در این مقاله سعی شده است اهمیت و وجه ضرورت چنین کاری،‌ با نگاهی به بستر تاریخی هویت فرهنگی مشترک با کشورهای حوزۀ تمدنی ایران فرهنگی (به ویژه تاجیکستان و افغانستان مسائل پیرامون آن، امکان‌ها و موانع پیش رو پرداخته شود. 

هنر

آواهای عاشورایی: بررسی تطبیقی موسیقی عزاداری در میناب و مسقط

دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 33-64

https://doi.org/10.30465/acas.2025.51627.1183

بابک دهقانی، سیما صابر صلغی

چکیده موسیقی عاشورایی، به عنوان عنصری بنیادین در آیین‌های عزاداری شیعیان، بازتاب‌دهنده‌ی واقعه‌ی کربلا و تجلی‌گر ارادت عمیق به امام حسین (ع) و یاران باوفایش است. این پژوهش، با اتخاذ رویکردی مردم‌شناختی و جامعه‌شناسانه، به بررسی تطبیقی و تحلیلی آواهای عاشورایی در دو منطقه‌ی میناب و مسقط می‌پردازد. هدف اصلی، شناخت دقیق ابعاد اجتماعی-فرهنگی این آواها در دو بافت فرهنگی متفاوت با تأکید بر آیین‌ها، سنت‌ها، و باورهای مرتبط با آن‌هاست.  روش تحقیق به‌کاررفته، ترکیبی از بررسی‌های توصیفی، تحلیلی و تطبیقی است که به بررسی معانی، مفاهیم، و نمادهای نهفته در اجرای آواهای عاشورایی و نقش آن‌ها در ساختار اجتماعی و فرهنگی هر دو منطقه می‌پردازد.  این پژوهش به دنبال کشف وجوه مشترک و تفاوت‌های آواهای عاشورایی در میناب و مسقط  و همچنین تحلیل تأثیر عوامل فرهنگی، اجتماعی و تاریخی بر شکل‌گیری و تحول این سنت‌هاست. یافته‌های این پژوهش  در نهایت به درک بهتر نقش موسیقی عاشورایی در حفظ و انتقال ارزش‌های فرهنگی-مذهبی جوامع حاشیه‌ی خلیج فارس، به‌ویژه در زمینه پاسداشت حماسه‌ی عاشورا، کمک شایانی خواهد کرد و می‌تواند برای پژوهش‌های آتی در این زمینه راهگشا باشد.

تحلیل و بررسی نخستین آثار و شواهد زبان فارسی در چین: ردپایی از ایران پس از اسلام در چین معاصر

دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 43-61

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5281

تهمینه بازدار

چکیده یکی از کانونهای اصلی جاده ابریشم، به عنوان شاهراه ارتباطی شرق و غرب، سرزمین پهناور چین است. جاده ابریشم نه تنها راه مبادلات تجاری چین با سایر کشورها محسوب می شده، بلکه مهمتر از آن مسیر تبادلات فرهنگی، بینا فردی و اجتماعی نیز به شمار می رفته است که اساسی ترین ابزار چنین تبادلی، زبان و محصولات زبانی است. ایران از جمله کشورهای بزرگی است که بخش اعظم جاده ابریشم از آن عبور می کرده است؛ شرایط خاصِ ایران یعنی قرارگرفتن در بخش عمده جاده ابریشم و همسایگی با چین باعث گردیده تبادلات فرهنگی و زبانی میان این دو تمدن بزرگ بسیار گسترده شود.آثار به دست آمده و پژوهش­های انجام شده مؤید این موضوع است که علاوه بر زبان سانسکریت، زبان فارسی تأثیرات عمیقی در فرهنگ چینی به ویژه در فرهنگ اقلیت قومی مسلمان این کشور به جا گذاشته که تأثیرات آن تا به امروز باقی است.
بر این مبنا، در پژوهش حاضر بر آنیم تا اولین اسناد و نشانه­های یافت شده و باقی مانده مربوط به خط و زبان فارسی را در زبان چینی به ویژه در مورد نخستین مراحل آموزش زبان فارسی در این سرزمین بررسی و معرفی کنیم. وام واژه­های فارسی موجود در زبان چینی، نخستین مدرسه ترجمه و اولین فرهنگ لغت فارسی- چینی "خویی خویی"[1] در چین،  از جمله این اسناد به شمار می­روند، در ادامه به تحلیل و بررسی آن­ها خواهیم پرداخت.



[1] 回回

مطالعه تطبیقی داستان «فریدون و ضحاک» در شاهنامه وداستان «بهیما و باکه» در مهابهارت

دوره 3، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 43-56

https://doi.org/10.30465/acas.2023.40478.1154

فرانک جهانگرد، طیبه گلستانی حتکنی

چکیده ساختار و محتوای حکایت «بهیما و باکه» در مهابهارت با داستان «ضحاک» در شاهنامه شباهت­های متعددی دارد. در هر دو داستان، ضدقهرمانی متعرض، موجودات را برای خوراک می­کشد. مردم با وی پیمان می­بندند مشروط به این که به کسی آسیب نرساند،خوراک روزانه او را تهیه کنند و به نزدش بفرستند. در نهایت یکی از کسانی که به عنوان خوراک ضدقهرمان تعیین شده بود (یا یکی از نزدیکان وی) بر ضدقهرمان می­شورد و او را نابود می­کند.در این مقاله با روش تطبیقی خطوط اصلی دو داستان بررسی و شباهت­ها و تفاوت­های آنها  تحلیل خواهد شد. پررنگ بودن همانندی­ها، نشان از سرچشمه مشترک یا اقتباس یکی از دیگری دارد؛ امری که می­تواند یادآور دوران همزیستی دو قوم هند و ایرانی در دوران باستان باشد. طبیعی است که تفاوت­های ناگزیری در دو داستان دیده شود. به عنوان نمونه پیوندهای اصیل و دقیقی که در اسطوره ایرانی خودنمایی می­کند، از جمله نوع نمادها و پیوند آنها با یکدیگر، در متن هندی دیده نمی­شود. به علاوه جای قرار گرفتن هر کدام از داستان­ها در روایت حماسی، به صورت داستان اصلی یا حکایت فرعی -که خود می­تواند نشانگر اهمیت آن باشد- نشان می­دهد این نوع شورش بر دشمن در نزد ایرانیان بیشتر مورد توجه و امعان نظر بوده است. در واقع هر چند در اصل روایت تشابهات زیادی دیده می­شود، پردازش دقیق­تر آن در شاهنامه نشان از اصالت این روایت در بین ایرانیان دارد.

بازنمود رابطه انسان و جهان در نظام نوشتاری و فرهنگی چین

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 53-74

https://doi.org/10.30465/acas.2019.2883

وجیهه سادات پورنجفی، شهروز شریعتی

چکیده رابطۀ زبان و اندیشه در فهم هستی همواره یکی از دغدغه‌های فکری دیرینه در علوم انسانی بوده و بررسی رابطۀ این دو متغیر به فعالیتی علمی و دانشگاهی تبدیل شده است. این در حالی است که با طرح نظریاتی نظیر «چرخش زبانی» و نقدهای وارد بر آن امروزه جایگاه و اهمیت زبان در آفرینش از ابزاری برای ایجاد ارتباط و انتقال اندیشه خارج و هم‌چون ابزاری برای شکل‌دهی و مکاشفۀ جهان بیرونی مطرح شده است. این مقاله، ازمنظری میان‌رشته‌ای، رابطۀ زبانی انسان و هستی را در نظام نوشتاری و اندیشگانی چینی، به‌عنوان دو بخش مهم نظام ارتباطی، بررسی می‌کند و بر اهمیت هم‌بستگی بین زبان و اندیشه برمبنای تأملات فرهنگی در زبان و خط چینی تأکید خواهد کرد. ازمنظر این مقاله، نظام نوشتاری چینی، درمقام تنها نظام ارتباطی کهن جهان که از آغاز پیدایش تا کنون چون رشته‌ای به‌هم‌پیوسته تکامل خود را در ادوار مختلف تاریخی چین پشت سر گذاشته و به‌مانند حاملی برای انتقال فرهنگ و تفکر چین به بقای خود ادامه داده است، می‌تواند هم‌چون جعبۀ سیاهی برای فهم و کشف بنیان‌های هستی‌شناسی انسان عمل کند. براین‌اساس، این مقاله با استفاده از آموزه‌های برخی از شاخص‌ترین نظریات زبانی معاصر، ضمن بررسی نظام نوشتاری زبان چینی در عصر باستان، می‌کوشد ازمنظری فرهنگی به این پرسش پاسخ دهد که ارتباط انسان و جهان در نظام نوشتاری و فرهنگی چین چگونه بازتاب یافته است؟

معماری دورة شهرنشینی ایران‌باستان به روایت هنر مهرسازی

دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 43-68

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5028

مرتضی حصاری

چکیده ایران به لحاظ دارا بودن حوزه‌های مختلف جغرافیایی، دربرگیرندة جوامعی با نظام‌های  فرهنگی-تاریخی متفاوت است .بر پایة چارچوب‌های نظری و مدارک زبان شناسی- باستان‌شناسی به‌دست‌آمده از محوطه‌هایی با حوزه‌های فرهنگی مختلف ایران، می‌توان گونه‏های معماری ایران باستان را بازسازی کرد. مقطع زمانی این پژوهش دورة شهرنشینی که تطور یا به نوعی تغییر نوع زندگی از روستا به شهر است، مورد بررسی قرار می‏گردد. یکی از این منابع که می‌توان از آن برای این پژوهش استفاده کرد، مهرها و نقوش‌مهری به‌دست ‌آمده از فعالیت‌های باستان‌شناسی است. در این پژوهش سعی خواهد شد با روش توصیفی-تحلیلی و داده‌هایی که صرفاً مهر و اثرات مهری هستند و به‌صورت کتابخانه‌ای و در اندک موارد به‌صورت مستقیم به آن‌ها دسترسی داشتیم استفاده کرده، به پرسش‌های مطرح‌شده، پاسخ دهیم. این پرسش‌ها شامل، مشخص شدن کاربری برخی از سازه‌های معماری این دوره است که شامل معابد، قصر، انبار و سیلو، و احتمالاً  آغل و طویله  هستند. دیگر پرسش این پژوهش این است که چه تفاوتی بین فضاهای آئینی و درباری وجود دارد؟ و پرسش آخر این است که چرا تمامی اثرات ‌مهری مربوط به معماری انبار و ذخیرة غذایی در خوزستان به‏دست آمده است؟

تحلیل ساختار شهرهای رمله و دمشق در دوره امویان

دوره 3، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 57-86

https://doi.org/10.30465/acas.2023.29785.1098

سیدمهدی خاتمی، ُسمیه حق روستا

چکیده دوره امویان به لحاظ دارا بودن بزرگ‌ترین قلمروی جغرافیایی، از مهم‌ترین دوره‌های تاریخی صدر اسلام به شمار می‌رود. امویان سرزمین‌های تحت حکومت رم شرقی را که تا قبل از ورود اسلام متأثر از هنرهای یونانی و رومی باستان بودند، فتح کردند. از این‌رو شهرسازی امویان از حیث تأثیرگذاری اسلام و تأثیرپذیری از سبک‌های معماری و شهرسازی رم شرقی، حائز اهمیت است. این مقاله در تلاش است تا به تحلیل ساختار شهری این دوره بپردازد و دو شهر رمله (شهر جدید ساخته‌شده توسط مسلمانان) و شهر دمشق (شهر تغییرشکل یافته توسط مسلمانان) را به‌عنوان نمونه، موردبررسی قرار دهد. روش تحقیق مقاله، بررسی اسنادی و تحلیل‌های توصیفی- تفسیری متون مختلف است که با بهره‌‌گیری از راهبردهای کیفی مورد تحلیل قرار گرفته اند. نتایج این تحقیق نشان‌ می‌دهد که مسلمانان در شام، نوعی شهرسازی تطبیقی را ایجاد کردند؛ به این معنا که غالباً تحولات اساسی در شهر ایجاد نمی‌کردند و تنها عناصر شهری را با نیازهای خود منطبق می‌کردند.
 

زبان و ادب فارسی، بستر نواندیشی و تجدد در تاجیکستان

دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 63-95

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4352

رضا چهرقانی

چکیده بیداری، نواندیشی و تجدد‏خواهی در کشور تاجیکستان تحت تأثیر آراء احمد مخدوم دانش(1828-1897م) و کتاب نوادرالواقایع او، با جنبش معارف‏پروری آغاز شده، تا امروز ادوار گوناگونی را پشت سر گذاشته و رویکردهای مختلفی؛ همچون نواندیشی دینی، سکولار، مارکسیستی، ملی‏گرا و ... داشته است. در تمامی ادوار یاد شده، زبان و ادبیات فارسی به مثابۀ محمل یا زمینه‏ای برای تکوین تجددطلبی، نواندیشی و موضوعات مرتبط با آن یا ابزاری برای انتقال مفاهیم و آراء نواندیشان این سامان به‏کارگرفته شده و حتی در برخی مقاطع تاریخی، مقولۀ زبان، خط یا ادبیات فارسی/تاجیکی فی نفسه به‏عنوان عنصری هویت‏بخش برای روشنفکران تاجیکستان اهمیت یافته است. با عنایت به این موضوع، پژوهش ‏پیش رو با بهره‏گیری از روش توصیفی- تحلیلی، کوشیده است تا مسألۀ نقش و تأثیر زبان و ادبیات فارسی در شکل‏گیری و استمرار نواندیشی و تجدد یا دگرگونی و تطور آن در تاجیکستان را بررسی و تحلیل نماید. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‏دهد که زبان و ادبیات فارسی در ارتباط با جریان نواندیشی و تجدد در این کشور و استمرار تاریخی آن، گاه طریقیت و گاه موضوعیت یافته است؛ به‏گونه‏ای که در دوران معارف‏پروری بیشتر آثار روشنفکران و آرمان‏های تجددخواهانۀ ایشان در ژانرها و قالب‏های ادبی عرضه شده‏اند. افزون بر این در ادوار بعد و در تقابل با ظهور و قدرت یافتن پان‏ترکیسم و نادیده انگاشتن هویت و حضور تاریخی تاجیکان در فرارود یا در ماجرای تغییر خط فارسی به روسی یا سیرلیک، مقولۀ زبان مادری و ادبیات فارسی و حفظ نوامیس زبانی و مواریث ادبی، خود؛ همچون آرمانی مقدس به دغدغۀ اصلی روشنفکران تاجیک در مبارزۀ اجتماعی ایشان بدل شده است.

هنر

تحلیل آسیب‎پذیری مخاطبان زن در سینمای ایران بر اساس نظریه‌ اپی‌ژنتیک* (بررسی موردی دو فیلم شاخص سینمای ایران)

دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 65-95

https://doi.org/10.30465/acas.2025.45357.1170

فرشته سالارکریمی، محمد علی صفورا، امیر حسن ندایی

چکیده سینما طی قرن بیستم به پرطرفدارترین و ‌‌تأثیرگذارترین گونه‌‌‌ هنری تبدیل شده است، لذا شناخت ‌‌تأثیر و ‌‌تأثرات آن بر مخاطبان، ازجمله مخاطبان زن، امری بسیار مهم به نظر می‌رسد. تحقیقات جدید صورت گرفته در حوزه اپی‌ژنتیک به تاثیرات عمیق ژنتیک بر شخصیت انسان صحه می­گذارد. اپی‌ژنتیک (فراوراثت)، نظریه­ای در زمینه توارث است که بیان می‌کند ژن‌ها دارای حافظه‌ای برای ثبت وقایع هستند. این پژوهش که با روش تحلیل محتوای کیفی و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، تلاش دارد بر اساس نتایج تحقیقات اپی‌ژنتیک، ‌‌تأثیر سینما بر آسیب‎پذیری زنانِ مخاطب سینما و در نهایت احتمال انتقال این نقش‌ها از جمله انفعال و درماندگی شخصیتی را به نسل‌های آینده بررسی نماید. نتایج تحلیل دو فیلم هدفمند انتخاب شده، از دو دهه متفاوت سینمای ایران و تحقیقات صورت گرفته در حوزه روان‌شناسی، علوم اعصاب و اپی‌ژنتیک نشان می‌دهد، که بازنمایی مکرر زنان منفعل و درمانده در این فیلم‌ها، با فعال‌سازی نورون‌های‌آینه‌ای و درونی‌سازی الگوهای رفتاری، می‌تواند مسیرهای عصبی مرتبط با درماندگی را تقویت کند. این فرایند، مطابق نظریه­‌‌ی یادگیری مشاهده‌ای احتمال انتقال این الگوها به نسل‌های بعدی از طریق تغییرات اپی‌ژنتیکی را افزایش می‌دهد.

سرآغاز شکل گیری فرقه های تقویمی در میان زردشتیان هند برمبنای سرودهای از ادهارو کرساسب در مجموعه شXLVIIIکتاب خانه دانشگاه بمبئی

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 75-88

https://doi.org/10.30465/acas.2019.2882

حمیدرضا دالوند

چکیده کیش زردشتی ازجملۀ ادیان کهن جهان است که اسناد و مدارک آن در اغلب زبان‌های کهن و تمدن‌های باستانی پراکنده است و طنین پژواک آن از گذشته‌های دور تا به امروز به گوش می‌رسد. در همۀ سرزمین‌ها و فرهنگ‌ها ردّ آن را می‌توان یافت. از شرق دور تا خاورمیانه و اروپا و امریکا، متون زردشتی در کتاب‌خانه‌های بزرگ به‌عنوان میراث بشری نگه‌داری می‌شوند. هند دراین‌میان موقعیت ویژه‌ای دارد. گذشته از پیوندهای عصر وداها و گاهان، سرزمین هندوستان پذیرای زردشتیان ایرانی مهاجر در روزگار پس‌از ساسانیان بود و بدین‌ترتیب، بخش بزرگی از اسناد و مدارک فرهنگی ایران طی هزارۀ اخیر به هند انتقال یافت. شناسایی و معرفی این اسناد نقش مهمی در روشن‌کردن زوایای تاریک تاریخ کیش زردشتی دارد. در مقالۀ پیش‌ِرو یکی از این اسناد، سروده‌ای از ادهارو کرساسپ (Adharu Kersasp)، معرفی و اهمیت آن بررسی می‌شود که نشان می‌دهد چگونه فرقه‌های تقویمی پارسی هندوستان در پایان سدة دوازدهم یزدگردی شکل گرفتند.

مطالعۀ تحلیلی نقش درخت سخنگو در نسخه های فارسی و عربی عجایب المخلوقات قزوینی مصور شده در هند

دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 69-87

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5328

سیدرضا حسینی، فاطمه حیدری

چکیده گسترش برخی مفاهیم آیینی و اسطوره­ای درباره­ی درختان، موجب گره خوردن آنها با معانی و باورهای خاص شده است.از جمله این درختان، درخت سخنگو است که قدمتی طولانی داشته و در هنر اقوام مختلف جهان بخصوص فرهنگ­های شرقی نظیر هند حضوری گسترده دارد.پژوهش حاضر با هدف تحلیل ویژگی­های تصویری و کیفیات بصری نقش درخت سخنگو در نسخه­های فارسی و عربی عجایب­المخلوقات­قزوینی مصور شده در هند و واکاوی وجوه اشتراک و افتراق آنها انجام گرفته است. سوالات پژوهش عبارتند از: 1ـ کیفیات بصری به­کار­رفته در نقش درخت سخنگو در نسخه­های فارسی و عربی عجایب­المخلوقات قزوینی مصور شده در هند کدام­اند؟2ـ وجوه اشتراک و افتراق نقش درخت سخنگو در نسخه­های فارسی و عربی عجایب­المخلوقات قزوینی مصور شده در هند چیست؟ این پژوهش به روش توصیفی­ـ­ تحلیلی بوده و داده­ها با استفاده از منابع کتابخانه­ای گردآوری شده است. جامعه­ی پژوهش شامل11 تصویر از شش نسخه­ی فارسی و عربی عجایب المخلوقات قزوینی است.

تحلیل و بررسی شواهد استفاده از هندسه نقش پارچه‌های ایران در پارچه‌های آسیای میانه: در مسیر جاده ابریشم

دوره 3، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 87-116

https://doi.org/10.30465/acas.2023.39123.1146

مریم زارع خلیلی، سید ابوتراب احمدپناه، مریم کامیار

چکیده طراز از جمله منسوجات ارزشمند دوران صدر اسلام است. بر روی طرازها، نام حاکم، تاریخ و نام کارگاه تولیدی، اشعار و جملات قصاری در موقعیت­های مختلف بر روی طرازها نوشته شده. موقعیت قرار­گیری کتیبه در کنار نقش اصلی یا دور نقش اصلی(به صورت دایره یا چند ضلعی) در طرازها وجود دارد. از مهم‌ترین طراز­های باقی مانده، طرازهای ابریشمی دوران آل­بویة شهر ری است. ترکیب کتیبه و نقش در طرازها مستلزم زیر ساخت الگوی هندسی است. در ساختار هندسی طرازهای آل بویة شهر ری از الگوی هندسی دقیقی دیده می­شود.  شهر ری در مسیر جاده ابریشم قرار داشت و طرازهای ابریشمی به عنوان یکی از رسانه­های قوی در انتقال فرهنگ در بین کالاهای تجاری نقش اساسی داشت. این مقاله بر آن است که نسبت تآثیرگذاری رسانة "طراز" را از طریق تناسبات هندسی "نقش " در مجموعة پارچه­های ری و آسیای میانه، بررسی کند. طرازهای ری، در ترکیب­بندی متن و نقش پیشرفته بوده، به طوری که به­نظر می­رسد سطر­بندی و تقسیم­ها از نظام هندسی خاصی پیروی ­کرده است. نظام هندسی به­کار برده شده در پارچه­ها، ترکیب متن و نقوش را تعیین می­کند. این پژوهش در پی پاسخ به دو سوال است.1:  نحوة استفاده از روش­های کاربردی هندسه در پارچه­های آل بویه ایران  چگونه بوده و چه شباهت‌ها و تناظرهایی میان نقوش پارچه‌های ایرانی و آسیای میانه وجود دارد؟ چگونگی تأثیر و انتقال نقوش و ساختار هندسی از پارچه­های ری بر پارچه­های آسیای میانه، از سوالات این پژوهش است. داده­های این پژوهش تطبیقی، از طریق مطالعات کتابخانه­ایی جمع­آوری شده و با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تاریخی مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج به­دست آمده نشان می­دهد، از الگوی دقیق ازجمله تناسب ریشة دوم (رادیکال 2) در ترکیب­بندی و تقسیمات هندسی و همچنین در ترکیب­بندی نقش استفاده شده است. این الگو در مسیر جاده ابریشم به آسیای میانه انتقال یافته و در پارچه­های آسیای میانه دیده می­شود.

معرکه و معرکه‌گیری در ایران به‌روایت سفرنامه‌نویسان

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 89-134

https://doi.org/10.30465/acas.2019.2693

حسن ذوالفقاری

چکیده از دیرباز در ایران، برای سرگرمی، انواع معرکه‌‌ها برگزار می‌‌شده که هریک آدابی داشته است. در این مقاله، ضمن اشاره به معرکه‌‌های نمایشی و بازی و کلامی و انواع هریک، نوع و شیوۀ آن را ازمنظر شرق‌شناسان و سفرنامه‌نگاران بررسی می‌‌کنیم. فایدۀ این بررسی روشن‌شدن ابعاد این معرکه‌‌هاست که گستردگی فراوانی در نقاط ایران دارد. سفرنامه‌‌نگاران گاه به جزئیات اشاره‌‌های روشن‌گرانه داشته‌‌اند که در منابع و متون ایرانی کم‌تر بدان اشاره شده و چون برای نویسندۀ ایرانی امری آشنا بوده از ذکر جزئیات پرهیز کرده است. در این مقاله، با‌توجه‌به آثار 25 مستشرق و سفرنامه‌‌نویس و با اتکا به آثار و متون فارسی برای تکمیل تحقیقات، ابعاد معرکه‌‌های ایرانی روشن شده است. در این پژوهش، معلوم می‌‌شود برخی از آئین‌‌های نمایشی در ایران پیشینه‌‌ای طولانی دارد و برخی دیگر به‌کلی از یاد رفته یا تحول و تغییر یافته است. از این آئین‌‌ها اصطلاحات و واژگانی در زبان مردم باقی مانده است که به‌علت ازمیان‌رفتن آئین نمایشی آن اصطلاح بر ما روشن نیست. چنین مطالعاتی جز آن‌که ما را با فرهنگ عامه و زندگی گذشته آشنا می‌‌کند زمینه‌‌ای برای مطالعات ادبیات نمایشی نیز است.
 

بررسی تطبیقی گرز گاوسار در نگاره‏های شاهنامه تهماسبی (ضحاک‏، رستم و سهراب و بیژن) بر اساس الگوی خوانش تصویر پانوفسکی

دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 97-120

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4358

نسیم حسنی درآبادی، زلیخا اژدریان شاد

چکیده یکی از روش‏های خوانش تصویر، روش پانوفسکی است؛ که در آن آیکونوگرافی با آیکونولوژی پیوند خورده و به مدد آن می‏توان سفری به عمق تصاویر نگارگری ایران، که چون پنجره‏ای است به سوی فرهنگ، تاریخ باستان، اساطیر و باورهای ایرانیان‏، داشت. در بررسی جایگاه انسان و اشیاء به‏کار رفته در نگاره‏های سه داستان ضحاک، رستم وسهراب، و بیژن‏ از شاهنامۀ تهماسبی، گرزی گاوسار مشاهده می‏شود، و این پرسش در ذهن ایجاد می‏شود که چرا پهلوانان در دست خود گرزگاوسار دارند، و نگارگران صفوی در خلق آن چه پیامی دارد. در این مقاله سعی شده با نگاهی تطبیقی و با استفاده از الگوی پانوفسکی؛ به محتوا و معنای مستتر و کارکرد در تصویر پرداخته شود. اطلاعات در این مقاله به روش کتابخانه‏ای گردآوری شده و روش تحقیق آن تحلیلی_توصیفی است. در نهایت دو نگاه دربارۀ گرز گاوسار وجود دارد: اول سلاحی که به پهلوانان در نبرد یاری می‏رساند و از نفوذ دشمن جلوگیری می‏کند؛ دوم به این دلیل که فریدون طرح آن را برخاک می‏کشد و به آهنگران سفارش می‏دهد، اشاره به عصر مفرغ و آهن و منابع غنی در سرزمین ما دارد. نگارگر نیز با توجه به فضای عصر صفوی، خود را در فضای حماسی شاعر می بیند، گویی قلم در دست چون گرز بود و او پهلوان، آن را به هوا برد و پا بر زمین کوبید تا خفتگان را بیدارسازد.

هنر

علم‌اندوزی در آیینه احادیث کتابت و خوشنویسی

دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 97-115

https://doi.org/10.30465/acas.2023.28562.1088

کامیار صداقت ثمرحسینی

چکیده مقاله حاضر با رویکردی ساختاری و با طبقه‌بندی احادیث صادره از حضرت رسول ‌الله (ص) و ائمه اطهار (ع) پیرامون کتابت و فنون خوشنویسی؛ و با در نظر گرفتن دوره‌های تاریخی صدور هر یک از آن احادیث، به موضوع علم ‌اندوزی خصوصاً در سده‌های نخستین آن می‌پردازد. از این طریق می‌توان با تحولاتِ علمی، فرهنگی و هنری قرون طلایی جهان اسلام، یعنی سده‌های سوم تا پنجم هجری قمری را بهتر آشنا شد. مقاله حاضر نشان می‌دهد که احادیث نبوی در باب کتابت بر موضوعاتی نظیر کتابت کلام وحی؛ سوادآموزی همگانی؛ تعالیم اخلاقِی و معنوی کاتبان و نویسندگان؛ و آموزش‌های پایه‌ای نگارش خط با تشویق به زیبا نویسی تأکید دارند؛ اما به تدریج، در احادیث نشانه‌هایی از شکوفایی تمدن اسلامی؛ مانند تطور بی‌سابقة خطوط اسلامی؛ ظهور ورّاقان؛ رشد علوم و دانش‌ها؛ ایجادِ مشاغل خوشنویسان و کتابت فاخر قرآن، در احادیث اهل‌بیت(ع) نمایان می‌شود که بیانگر رشد علمی جامعه است.

تحلیل ساختار شهر بغداد در عصر عباسیان

دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 89-110

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5132

سیدمهدی خاتمی، آزاده جلالی

چکیده شهر بغداد به‌عنوان شهر جدید و پایتخت عباسیان توسط منصور دوانیقی، دومین خلیفه عباسی ساخته شد. بغداد به‌عنوان پایتخت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی ‌ایفای نقش کرده و یکی از مهم‌ترین شهرهای برگرفته از آرمان‌های قدرت پادشاهان به‌عنوان الگوی شهرسازی ‌است. لذا بررسی شهرسازی بغداد و تاثیر ‌اندیشه‌های فکری آن دوران و تحلیل ساختار و عملکرد شهری آن اهمیت می یاید. علی‌رغم کمبود کارهای باستان‌شناسی، پژوهش‌های مکتوبی در زمینه تاریخ بغداد انجام شده‌است. هدف پژوهش حاضر تحلیل ساختار و عملکرد بغداد متاثر از جهان‌بینی حاکم و تحلیل کالبدی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شهر ‌می‌باشد. لذا با استفاده از روش پژوهش توصیفی-تاریخی،  ساختار شهر بغداد در ابعاد مختلف تحلیل می‌شود. نتیجه پژوهش نشان‌دهنده طراحی شهر مدور بغداد متاثر از جهان‌بینی حاکم بر ساختار کلان و جزئیات عملکردی و هم‌چنین تجلی مفهوم شهر-قدرت (مرکزیت عالم و امپراطوری جهان)، شهر-دولت (پایتخت حکومت)، شهر-بازار (گسترش راه‌های بازرگانی) و شهر-مردم (نهضت‌های فرهنگی و اهمیت اقشار اجتماعی) می‌باشد.