سیاست حافظه و هویت مهاجرتی: مردمنگاری حافظۀ جمعی مهاجران افغانستانی در ایران
دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 243-277
https://doi.org/10.30465/acas.2025.51308.1181
حسین میرزائی
چکیده موضوع مهاجرت، بهعنوان پدیدهای جهانی، نه تنها بعد اقتصادی و اجتماعی دارد، بلکه بُعد فرهنگی و هویتی عمیقی را نیز در بر میگیرد. مهاجران افغانستانی در ایران، با تجربیات مشترکی از جنگ، مهاجرت، و زندگی در کشور میزبان، هویتی جمعی را شکل دادهاند که متاثر از سیاستهای مهاجرتی، تبعیضهای اجتماعی و راهبردهای مقاومت فرهنگی است. در این پژوهش، نقش حافظه جمعی در شکلگیری هویت مهاجران، نقش سیاستهای دولتی، و راهکارهای مقاومت فرهنگی آنان مطالعه شده است. روش پژوهش، کیفی بارویکرد مردمنگارانه و بهرهگیری از تکنیکهای مشاهدهحینمشارکت و مصاحبههای عمیق با 22 مهاجر (16 مرد و 6 زن) در شهرک قائم قم طراحی شده است. یافتهها نشان میدهد که حافظه جمعی مهاجران بهعنوان فرآیندی پویا، تحت پوشش عواملی چون تجارب مشترک، سیاستهای مهاجرتی ایران، و تبعیض اجتماعی-اقتصادی قرار میگیرد. محدودیتهای اقامت، کار و تحصیل، بهطور مستقیم حافظهجمعی و هویت آنها نشانه میرود. افزون بر این، مهاجران از راهبردهایی همچون حفظ زبان، برگزاری جشنها، تهیه غذاهای سنتی، و انتقال روایتهای شخصی در جهت مقاومت فرهنگی و پاسداری از هویت خود استفاده کردهاند. نتایج نشان میدهد که اصلاح سیاستهای مهاجرتی میتواند به ایجاد محیطی که در آن مهاجران امکان حفظ هویت و ادغام بهتر خود را داشته باشند، کمک کند. این رویکرد نهتنها وضعیت اجتماعی و فرهنگی آنان را بهبود میدهد، بلکه تعاملات بینفرهنگی را نیز تقویت مینماید.
ریشهشناسی دستبافتهای شرقی در شبهجزیرۀ ایبری
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 245-261
https://doi.org/10.30465/acas.2020.4215
حسام کشاورز، علی اصغر فهیمی فر، حسنعلی پورمند
چکیده با ورود دستبافتهای شرقی به اروپا از دوران باستان این بافتهها اغلب با نامهایی که از شرق همراه آنها به غرب میرفت، شناخته میشدند. از آنجا که در سدههای اسلامی، مورها، که مسلمانان مسیحی شدۀ اروپا بودند، نقش زیادی در رواج این واژهها داشتند، بیشترین ظهور دستبافتهای شرقی در اروپا و به ویژه شبه جزیرۀ ایبری(پرتغال و اسپانیا) به صورت واژگان عربی است. از جانب دیگر به سبب ناشناخته بودن ساختار بافتههای شرقی برای اروپاییان، در فرهنگ لغات پرتغالی و اسپانیایی همۀ این واژهها معادل یکدیگر قرار گرفتهاند. این پژوهش با روش تاریخی به کند و کاو در اسناد و کتب کهن پرتغالی و اسپانیایی پرداخته و چگونگی و کیفیت حضور دستبافتهای شرقی در این سرزمینها را از سدههای میانه به بعد مورد مطالعه قرار داده است. با توجه به دستآوردهای این پژوهش، در پرتغال و اسپانیا حداقل از سدۀ چهاردهم میلادی قالی شرقی کم و بیش نمونۀ نوعی و مظهر اسباب و لوازم خانه شناخته میشده است که واژۀ آلکاتیفا معرف آن بوده است. بیشتر این قالیها از هند به وسیلۀ تجارت به شبه جزیرۀ ایبری رسیدهاند و در مقابل قالیهای ایرانی به سبب گرانی نقش کمی در دکوراسیون داخلی آنها بر عهده داشته است.
در جستوجوی اسناد ایرانی پژوهشی در اهمیت اسناد کهن مکتوب در حفظ سنّت شفاهی
دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 271-276
https://doi.org/10.30465/acas.2019.2697
کتایون مزداپور
چکیده هرچند تاریخ کتابت و کاربرد خط و نگارش در درون مرزهای جغرافیای در ایران کنونی به حدود پنجهزار سال پیشاز این میرسد، فرهنگ ما بیشتر جنبه و وجهِ شفاهی دارد و بر آدابورسوم آئینهای زنده و گوناگون تکیه میزند و یادگارهای نامکتوب میراث کهن را انتقال میدهد. واقعیت آن است که قدمت کتیبههای سنگی فارسی باستان به قریب 2500 سال پیش بازمیگردد و نوشتههای ایلامی چند هزاره از آن کهنسالتر است. باوجود چنین قدمتی در سنّت کتابت، برای شناخت سابقۀ آئینی چون نوروز که در فرهنگ ایرانی آکنده از جزئیات و آدابی رنگارنگ و متعدد است ناگریزیم از نوشتههای سومری و اکدی در سرزمین غربی ایران مدد جوییم. آیا اینک کوشندگی تازه و فرخّی در کار است تا این خلأ را پُر کند و جای خالی چنین فراموشی و «بییادی» را با اسناد و مدارکی که در دست است آکنده از یاد و دانایی کند؟!
شناسایی نمادهای معرف فرهنگ قوم تالش
دوره 3، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 239-268
https://doi.org/10.30465/acas.2023.40319.1153
طهمورث نورمحمدی شالکه، علیرضا صادقی، مصطفی قادری
چکیده این مقاله با هدف «شناسایی نمادهای معرف فرهنگ قوم تالش» انجام گرفته است. روش مورد استفاده در این مقاله رویکرد کیفی ،روش مصاحبه با باتکنیک تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی با کدگذاری سه مرحله ای باز ، محوری و گزینشی است. میدان پژوهش در این مقاله همه افراد پژوهشگر درزمینه فرهنگ قوم تالش را شامل میشود که با روش نمونه گیری گلوله برفی 16 نفر از پژوهشگران جهت مصاحبه نیمه ساختار یافته فردی، بصورت حضوری و غیر حضوری با مدت زمان30 الی60 دقیقه انتخاب شدند. دادههای جمعآوری شده از مصاحبه ها بااستفاده ازکدگذاری سه مرحله ای( باز،محوری و گزینشی) مورد تحلیل قرارگرفت. یافتههای به دست آمده نمایان ساخت؛ معماری بومی، زبان تالشی، صنایع دستی، پوشاک محلی، ابزارمعیشت، فرهنگ غذایی، فرهنگ عامه، اقتصاد، سرزمین، جمعیت، اصالت فرهنگی، آدابورسوم، ارزش بانوان، تیپ اراضی، موسیقی، سیمای تاریخی، نمادهای میتوانند باشند که با استفاده ازآنها فرهنگ قوم تالش به فرزندان نسل جدید و افراد ازدیگراقوام، جهت ماندگار ماندن فرهنگ تالش و ارتباط مسالمتآمیز با دیگراقوام در آموزش های رسمی وغیررسمی قرارگیرند.
مطالعه تطبیقی بازتاب مضامین شیعی در آثار هنری فاطمیان مصر و آلبویه
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 241-262
https://doi.org/10.30465/acas.2020.5193
الهه سادات میربابائیان رودسری، حسین شجاعی قادی کلائی
چکیده آثار برجای مانده از فاطمیان و آل بویه نشان میدهد که فاطمیان نسبت به استفاده از مضامین شیعی در آثار هنری خود سستی نمودهاند، در حالی که آلبویه در آثار خود به وفور از آن استفاده کرده و از مضامین متنوعترین نیز در آثار خود بهره بردهاند. پژوهش حاضر به روش تاریخی و توصیفی- تحلیلی و با هدف شناخت دلایل تفاوت در نوع بازتاب مضامین شیعی در هنر فاطمیان مصر و آلبویه انجام شده است و به این پرسش پاسخ میدهد که وجود تفاوت در نوع بکارگیری مضامین شیعی در آثار هنری فاطمیان و آل بویه ناشی از چیست؟ نتایج نشان میدهد که نگرش متفاوت فاطمیان و آلبویه نسبت به هنر، بروز تفاوت در نوع استفاده آنان از مضامین شیعی را منجر شده است؛ فاطمیان به آثار هنری به دید کالایی برای تجارت و کسب درآمد نگاه میکردند، در حالیکه آلبویه نسبت به هنر نگرشی تبلیغی داشتند و آثار هنری را به مثابه ابزاری در جهت تبلیغ عقاید و نیزکسب مشروعیت مذهبی میانگاشتند.
تجلی اندیشههای تائویی، کنفوسیوسی و بودایی در معماری منظر چین
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 263-286
https://doi.org/10.30465/acas.2020.4354
بهزاد وثیق
چکیده ادیان بهعنوان سرچشمههای نظری پیش از دوران مدرن، بیانهایی کالبدی را در باغ سازی نشان دادهاند. یکی از مهمترین معماریهای منظر در خاور دور، بالأخص در چین، با نام باغ سازی چینی شناخته میشود. چنین به نظر میرسد که طراحی منظر در آن دیار تا حدودی تحت تأثیر موضوع طبیعت و طبیعتگرائی اندیشههای بودایی، تائویی و کنفوسیوسی واقعشده است. در این مقاله بر اساس روش پژوهش در نمونه موردی و تحلیلی-توصیفی با تکیهبر مطالعات اسنادی مربوط به تعاریف پایه تفکرات تائویی، کنفوسیوسی و بودایی به شناختی اجمالی از ایدههای فلسفی آن دستیافته و در ادامه با تحلیل عناصر و نیز کلیات باغ چینی به چگونگی تأثیرگذاری اندیشههای مذکور بر شکلگیری باغ و منظر آن اشاره میشود. از مطالعات انجامشده چنین برمیآید که منظرسازی چینی تجسم عینی نمادهای اندیشههای تائویی، کنفوسیوسی و بودایی بوده که خود را در قالب عناصر، نظمها و روابط و مکانیابی میان اجزاء بازمینمایاند.
عاشورا خانه پادشاهی حیدرآباد
دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 279-297
https://doi.org/10.30465/acas.2025.31311.1113
محمد رضا نیتی
چکیده سلاطین قطب شاهی در دکن از سالهای 1518تا سال 1687 میلادی معادل 1066 هجری حکمرانی نمودهاند. پایهگذار آن سلطان محمدقلی قطب شاه (1580-1611 م) است. قطب شاهیان اهل همدان و از نسل ترکان قراقویونلو هستند و ابتدا گلکنده در نزدیک حیدرآباد را پایتخت خود قرار دادند به لحاظ مذهبی پس از تأسیس دولت صفویه در ایران رسماً خود را شیعه اعلام نمودند و سلطان محمد خطبه به نام خلفا را حذف و به نام اسماعیل مؤسس صفویه خطبه خواند و سپس تمامی مساعی خود را در ترویج آیین شیعی به کار گرفت و کاری که در دوره پادشاهان دیگر قطب شاهی در دستور کار رسمی آنان همیشگی شد.و این امر کمک زیادی به توسعه فرهنگ شیعی کرد که به همراه آن نفوذ فراوانی برای زبان و ادبیات و فرهنگ و معماری ایرانی ایجاد کرد. یکی از این موارد سنت عزاداری در ماه محرم بخصوص عزاداری در دهه اول آن و در روز تاسوعا و عاشورا است . به این منظور اماکنی به نام عاشوراخانه ساخته شد که در این مقاله به معرفی قدیمیترین و عظیمترین آن در حیدرآباد که به دست قطب شاهیان بنا گردید پرداخته شده است . لازم به ذکر است، افزون بر منابع مکتوب موجود و قابل دسترس، مطالب این مقاله حاصل مشاهدات نویسنده است.
جغرافیای قفقازیه، آلماناک بازمانده از عصر ناصری
دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 287-306
https://doi.org/10.30465/acas.2019.2880
الهام ملک زاده
چکیده جغرافیای قفقازیه نسخة خطی منحصربهفردی است که ماردروس داودخانوف (Martiros Daudkhanov)، معلم دارالفنون و مترجم دارالطباعة دولتی، آن را بهفرمان ناصرالدینشاه از روسی به فارسی ترجمه کرد. کتاب جغرافیای قفقازیه سالنامۀ (آلماناک Almanack) مفصل قفقاز است که در سه فصل و یک مقدمه تدوین شده و دارای مطالب متنوعی دربارة جغرافیای طبیعی و انسانی شهرهای قفقاز، جمعیت، اوضاع مذهبی، و سازمان تعلیموتربیت، و وضع راه است. ازاینرو، منبع مهم و درخور توجهی برای آشنایی با تاریخ و جغرافیای قفقاز بهشمار میرود.
تحلیل نشانهشناختی نقش مایه خوشنویسی حرف «واو» در آثار هنری فرهنگ ترکی- اسلامی از منظر نشانهشناسی پیرس
دوره 3، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 269-297
https://doi.org/10.30465/acas.2022.36856.1138
محمود وطنخواه خانقاه، سید ابوتراب احمدپناه، مهناز شایسته فر
چکیده حروف در نگره عرفانی هنر اسلامی، جایگاه ویژه و وجوه معنایی متنوعی دارند. حرف واو از جمله حروفی است که از دل نظام نشانگان عرفانی و صوفیانه برآمده و از این حیث به صورت یک نقشمایه، در سطوح دلالت معنایی مختلفی در آثار هنری فرهنگهای مختلف نمود پیدا کرده است. نقشمایه حرف واو به خصوص در آثار هنری فرهنگ ترکی- اسلامی، از حدود سده دوازدهم هجری قمری به بعد، تکثر و رواج بسیار زیادی دارد که ریشه در عاملیت گفتمان صوفیانه و عرفانی، در جغرافیای فرهنگی آناطولی دارد. در این پژوهش کیفی تاریخی - تحلیلی، با اتخاذ روش نشانهشناسی پیرس و نمونهگیری هدفمند، به دستهبندی سطوح دلالتهای معنایی نقشمایه حرف واو پرداخته شده و از نمونه آثار متنوعی از رشتههای مختلف برای نمایش تکثر و رواج این نقشمایه استفاده شده است. از این طریق علاوه بر تحلیل نشانهشناختی سطوح شمایلی، نمایهای و نمادین نقشمایه حرف واو، ریشهها و دلایل رواج آن در بافت فرهنگ ترکی- اسلامی، مورد پژوهش قرار میگیرد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که نقشمایه خوشنویسی حرف واو در بافت فرهنگ ترکی- اسلامی، نقشمایهای چندنشانهای (پلیسمیک) و حاوی دلالتهای معنایی متنوعی در ارتباط با انگارههای عرفانی و صوفیانه خوشنویسی اسلامی است.
بررسی انسانشناختی روزمرگی راهبردهای اقتصادی مهاجران افغانستانی
دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 297-334
https://doi.org/10.30465/acas.2019.2886
حسین میرزائی
چکیده ایران در چهار دهة گذشته میزبان بزرگترین جمعیت آوارگان خارجی، عمدتاً افغانستانی و عراقی، بوده و امروز پساز پاکستان دومین کشور پذیرندة مهاجران افغانستانی است. این حضور درازمدت ضرورت مطالعة جنبههای مختلف زندگی آنان را بهوجود آورده است. واکاوی راهبردهای اقتصادی روزمرة مهاجران افغانستانی میتواند در سامانبخشی به وضعیت آنها، بهخصوص درزمینة اقتصادی، به سیاستگذاران کشور کمک کند؛ مثلاً نیاز مبرم ایران به توسعة پایدار روستایی میتواند زمینة مناسبی برای حضور مهاجران در بخشهای کشاورزی و دامپروری کشور باشد. برای نیل به این امر باید سیاستگذاریها درزمینة توسعه روستاها و شهرهای کوچک، ایجاد اشتغال در مقیاس گسترده، فقرزدایی روستایی، برنامهریزی و خانهسازی روستایی انسانگرایانهتر، و توسعة آبیاری و کشاورزی انجام گیرند. همچنین، صنعتیسازی روستایی، فرایند ارتقای ارزش اقتصادی، تغییر پیوندها، و نسبتهای نابرابر روستایی/ شهری از مواردیاند که میتوانند در این مسیر راهگشا باشند. دادههای این پژوهش ازخلال مصاحبههای ژرفانگر انسانشناختی و مشاهدههای مشارکتی در میدان پژوهش «شهرک قائم قم» بهدست آمده است.
ریختشناسی هالۀ نور مقدس مبتنی بر هنر پردهخوانی ایران
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 263-289
https://doi.org/10.30465/acas.2024.47923.1174
هادی ولی پور قره قیه، مژگان رئوف رحیمی
چکیده هالۀ نور مقدس در طول تاریخ به واسطۀ رخنه در فرهنگ ملل، تبدیل به سنتی ازلی در بین هنرمندان شده است. این قاعده به عنوان یک نقشمایۀ پرتکرار هنری اشاره به امری مقدس در بستر هنرهای سنتی دارد که امروزیترین نمودش در نقاشیهای هنر پردهخوانی بوده که البته در سایر هنرها همچون نگارگری، موزاییککاری، نقشبرجستهکاری، نقاشی و... هویتش بیشتر آشکار میگردد. در میان بخشی از آثار هنری در طول تاریخ، شمایل بزرگان با هالۀ نور مشخص شدهاند که اشاره به جایگاه مقدس و تشخصی فراانسانی و ارتباط شخص با خدا دارد. اما اینکه ریختار این نقشمایه مشتمل بر چه اشکالی بوده و چه تحلیل و تفاسیر دارد و چه رستنگاهی میتوان برایش در نظر گرفت، پرسشهای این پژوهش است. بر این اساس تلاش شده در جهت ریختشناسی، از پردهخوانی به دیگر هنرها نقب زده شود تا به نمونهها، گونهها و معانی متنوعشان در طول تاریخ دست یابیم. نتایج نشان میدهد هالۀ نور مقدس نمودی از قرابت امر مقدس و هنر سنتی است و اشاره به جایگاه رفیع اشخاص هالهپوش دارد. این پژوهش به شیوۀ توصیفی - تحلیلی و بر مبنای منابع کتابخانهای انجام شده است.
سینمای ژاپن و بازاندیشی در سامان سیاسی بدیل: سانشوی مباشر و مقاومت زیست-سیاسی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 خرداد 1404
https://doi.org/10.30465/acas.2025.52042.1186
پوریا چهاردهی، عباس منوچهری، سیدمحسن علویپور
چکیده نسبت میان سینما و سیاست یکی از کانونهای محوری تأمل در اندیشهورزی معاصر به شمار میآید؛ بهویژه زمانیکه هنر نه صرفاً بازنماییکنندۀ واقعیت، بلکه میدانی برای پرورش اندیشههای سیاسی و امکانهای نوین سوژگی رهاییبخش تلقی شود. سینمای ژاپن، بهویژه در نیمۀ دوم قرن بیستم، از جمله سنتهای هنریای است که این وجه نظری در آن بهشکل چشمگیری مورد توجه قرار گرفته است. در میان سینماگران برجستۀ این سنت، کنجی میزوگوچی در آثار خود به شیوههای گوناگون مسئلۀ رهایی از ستمهای ساختاری پرداخته است. فیلم سانشوی مباشر از مهمترین نمونههایی است که نقش اخلاق انسانی را در مواجهه با ظلم و برای گشودن افقی برای جهانی دیگر به تصویر میکشد. این پژوهش با روش تحلیلی–تفهمی و بر پایۀ مفاهیم «زیست-سیاست»، «قدرت مؤسس»، «مالتیتود» و «امر مشترک» در اندیشۀ آنتونیو نگری، تلاش میکند این فیلم را نهفقط بازنمایی رنج، بلکه عرصهای برای زایش مقاومت و تکوین سوژگی سیاسی مورد تحلیل قرار دهد. در این چارچوب، مقاومت نه در قالب کنشی شورشی یا قهرمانانه، بلکه از خلال فداکاری، سکوت و حافظۀ جمعی رخ میدهد. بدین ترتیب، به این پرسش پاسخ داده خواد شد که فیلم سانشوی مباشر ساختۀ کنجی میزوگوچی، چه روایتی از مفهوم مقاومتهای بدیل ارائه میدهد؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که مؤلفههای مقاومت بدیل در فیلم با مفاهیم نگری همخوانی داشته و در مواردی همچون خلق امر مشترک و تکوین سوژگی در بستر رنج، همافقاند.
بررسی تطبیقی دیدار شمس و مولوی با دیدار بویا و جونگزیچی چینی بر اساس نظریه کهنالگویی یونگ
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 خرداد 1404
https://doi.org/10.30465/acas.2025.52060.1187
تهمینه بازدار
چکیده ادبیات همواره بستری برای شناخت جنبههای گوناگون فکری،فرهنگی و اجتماعی تمدنها و لایه های زیرین اندیشه در ملل مختلف را فراهم کرده است؛ ادبیات تطبیقی ابزاری است که درتحلیل اشتراکات و افتراقات آثار ادبی ملل مختلف و برای نشان دادن تاریخ اندیشهها و پیوند آنان بسیار کارآمد است. بررسی و کاوش در کرانههای ادبیات فارسی و چینی ما را به آثاری رهنمون میکند که علیرغم تفاوتهای ساختاری، مشابهتهای فراوانی دارند. از جمله این آثار، داستان دو دیدار مولوی با شمس و بویا باجونگزیچی است. در این پژوهش، با روشی تحلیلی- تطبیقی، ضمن مقایسه داستان دو دیدار شمس و مولوی و بویا و جونگزیچی بر اساس نظریه کهن الگویی یونگ، به بررسی شباهتها و تفاوتهای آنها در دو فرهنگ ایران و چین بر پایه اندیشه صوفیانه و حکمت شرق پرداخته و در پرتو چنین رویکردی چرایی و چگونگی شروع، ادامه و انتهای این دو داستان تحلیل گردیدهاست. نتیجهی پژوهش نشان میدهد، هر دو داستان از نظر چهارچوب یا خط اصلی در زمینهی کهن الگوی پیرمرد خردمند و کهن الگوی مرگ و تولد دوباره بسیار شبیه هستند، در حالیکه حوادث بعد از جدایی دو محبوب یا دو دوست صمیمی در پایان این دو داستان و نیز بنیادهای عرفانی این دو داستان از جمله مؤلفههای اساسی متمایزکننده آنها به شمار میرود.
پوشش و سیاست هویت: مطالعهای بر تغییر ذائقه فرهنگی مهاجران افغانستانی در ایران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 خرداد 1404
https://doi.org/10.30465/acas.2025.52197.1189
حسین میرزائی
چکیده این مقاله به بررسی تغییرات ذائقه فرهنگی و سیاست هویت در میان مهاجران افغانستانی در ایران، با تمرکز بر دگرگونیهای پوششی میپردازد. مهاجران با چالشهای هویتی متعددی مواجه هستند که یکی از برجستهترین نمودهای آن، تغییر در نوع لباس است. عوامل مختلفی مانند فشارهای اجتماعی و فرهنگی، نسل، سن، تحصیلات، شغل و رسانهها در این تحولات نقش دارند. نسلهای جوانتر (دوم و سوم) تحت تأثیر بیشتر فرهنگ ایرانی قرار گرفته و به پوششهای غیرسنتی روی آوردهاند، در حالی که نسل اول تمایل بیشتری به حفظ پوششهای سنتی دارد. با این حال، بسیاری از مهاجران با تلفیق عناصر سنتی و مدرن، تلاش میکنند هویت فرهنگی خود را حفظ کنند. این تغییرات نشاندهنده تعاملات پیچیده بین فرهنگ بومی و مقصد هستند و بازتابی از سعی مهاجران در تطبیق با جامعه میزبان در کنار حفظ هویت فرهنگی خود میباشد. روش پژوهش، مردمنگاری است که با مشاهده مشارکتی و مصاحبههای عمیق با ۱۶ مهاجر در شهرک قائم قم انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که تغییر پوشش تنها انطباق ظاهری نیست، بلکه بازنمایی عمیقی از مذاکره هویت، قدرت نمادین و موقعیت اجتماعی مهاجران در جامعه میزبان است.
تحلیل پیشران های کلیدی گردشگری فرهنگی در ایران بر مبنای برنامه هفتم توسعه
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404
https://doi.org/10.30465/acas.2026.53542.1193
سید شهاب الدین هدایتی
چکیده هدف از پژوهش حاضر آینده پژوهی راه های گسترش گردشگری فرهنگی در ایران در جهت فراهم آوردن بستر شناختی و علمی مناسب برای برنامه ریزان و سیاستگذاران با اتکا بر نظرات نخبگان است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از حیث روش پیمایشی در سطح اکتشافی و مبتنی بر رویکرد آینده پژوهی صورت گرفته است. با توجه به ماهیت این تحقیق، نخست تعدادی از متخصصان و خبرگان انتخاب نموده و سپس از روش دلفی و مطالعات اسنادی برای تعیین پیشران های کلیدی استفاده گردید . تعداد شرکت کنندگان در دلفی که شناسایی شده و در تحقیق مشارکت نمودند متشکل از 15 نفر از خبرگان حوزه مدیریت جهانگردی و سازمان برنامه و بودجه بودند. به منظور اعتبارسنجی و اجماع در خصوص پیشران های با اهمیت، از تحلیل دلفی فازی استفاده شده است. مرحله دوم با به کارگیری روش تحلیل اثرهای متقابل با استفاده از نرم افزار میک مک، به تحلیل ساختاری پیشران های شناسایی شده در مرحله نخست اقدام شد. یافته های تحقیق نشان داد که پتانسیل های تنوع فرهنگی و وجود میراث های جهانی و مکان های مربوط به اسطوره های فرهنگی خصوصا تنوع و گوناگونی ادیان و مذاهب می تواند در برنامه ریزی های آینده نقش کلیدی در توسعه گردشگری فرهنگی داشته باشد.
مقایسه شدت اضطراب، سبکهای مقابلهای و تابآوری در هنرمندان موسیقی و نقاشی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404
https://doi.org/10.30465/acas.2025.52003.1185
نغمه نودوشنی
چکیده جهان پرشور هنر موسیقی و نقاشی، پشت زیباییهایش، چالشهای روانشناختی پنهانی برای هنرمندان دارد. این تفاوتهای ناشناخته، نیاز به پژوهشی برای درک سلامت روان آنها را برجسته میکند. هدف این پژوهش مقایسه شدت اضطراب، سبکهای مقابلهای، و تابآوری در هنرمندان حرفهای موسیقی و نقاشی در شهر تهران بود. پژوهش از نوع توصیفی-مقایسهای بود و جامعه آماری شامل هنرمندان با حداقل 3 سال سابقه حرفهای در سال 1404 بود. نمونهای شامل 100 نفر (50 موسیقیدان و 50 نقاش) به روش در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای اضطراب بک (BAI)، سبکهای مقابلهای لازاروس و فولکمن (WOCQ)، و تابآوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) جمعآوری و با تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که موسیقیدانان اضطراب و سبک مقابلهای هیجانمحور بالاتری دارند، در حالی که نقاشان از سبک مقابلهای مسئلهمحور و تابآوری بیشتری برخوردارند. سبک مقابلهای اجتنابی تفاوت معناداری نشان نداد. این نتایج با مطالعات قبلی همخوانی دارد و بر تأثیر ماهیت فعالیت هنری بر سلامت روان تأکید میکند. پیشنهاد میشود که مداخلات روانشناختی، مانند کارگاههای مدیریت استرس، برای حمایت از موسیقیدانان و تقویت تابآوری آنها طراحی شود. پژوهشهای آینده میتوانند اثر حمایت اجتماعی و مداخلات آموزشی را بررسی کنند.
