کلیدواژه‌ها = چین

«آوای خاموشان» بررسی اشعار فارسی بازمانده بر سنگ نوشته های مقابر در هانجوی چین

دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 147-169

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4353

احمد رضایی

چکیده دو تمدن بزرگ ایران و چین از گذشتۀ بسیار دور پیوندهای عمیقی داشته‏اند. پیوندهای این دو تمدن در حوزه‏های مختلف اقتصادی، سیاسی فرهنگی و... بوده است. به‏نظر می‏رسد دو عامل اساسی، زمینه‏ساز این ارتباطات گسترده بوده است: نخست جادۀ ابریشم، دوم همسایگی و همجواری آنها؛ هرچند گذشت روزگار و تحولات جهانی و منطق‏های، به‏خصوص در سده‏های اخیر، هر دو عامل را دیگرگون کرد، لکن دیرینگی و عمق روابط ایران و چین به حدی بوده است که هیچ عاملی نمی‏تواند باعث بُرش و جدایی آنها شود. از طرفی، اگرچه از روزگاران دور روابط اقتصادی میان این دو تمدن بر دیگر حوزه‏ها سایه افکنده بوده، اما این بدین معنا نیست که پیوندهای دیگر این دو کشور به‏ویژه پیوندهای فرهنگی‏، تحت‏الشعاع روابط اقتصادی بوده و مورد بی‏توجهی قرار گرفته است؛ بلکه باید از دریچه‏ای دیگر گسترش روابط اقتصادی را زمینه‏ساز پیوندهای فرهنگی به‏شمار آورد. مع‏الوصف می‏توان گفت در کنار گسترش روابط اقتصادی ایران و چین، حوزه‏های مختلف فرهنگی نیز بین دو کشور گسترده شد به‎گونه‏ای که نمونه‏هایی از تأثیر پذیری این دو تمدن را می‏توان در اساطیر، آثار ادبی، هنر سفالگری، روابط مذهبی و... مشاهده نمود. در دورة پس از اسلام، پیوندهای فرهنگی به‏گونه‏ای متفاوت و البته بسیار گسترده‏تر بروز کرد. آنچه در این دورۀ فرهنگی بیش از هر موضوع دیگری در خور توجه است، گسترش زبان فارسی در چین به‏خصوص در مناطق غربی آن است. اما توجه به حوزۀ نفوذ زبان فارسی گویا فقط به این منطقه منحصر شده بود تا اینکه پیدایش و بررسی کتیبه‏ها و گورنوشته‏های هانجو، حقایق دیگری را آشکار کرد و جلوهای عمیق تر از نفوذ زبان فارسی را در چین نشان داد. در هفت کتیبه از گورنوشته‏های هانجو ۸۱ بیت شعر فارسی در قالب قصیده، غزل، قطعه و رباعی است که ۶۱ بیت آن قابل خواندن و غیرتکراری است. در این سروده‏ها، سروده‏ها و تأثیر سخن سعدی بسیار آشکار است. هرچند گور نوشته از حضور بازرگانان ایرانی را نشان می‏دهد، لیکن نباید حضور زبان فارسی را در آنها منحصر بدانیم. در این مقاله ضمن گذری بر روابط فرهنگی ایران و چین، گورنوشته‏های مذکو را را بررسی کرده و نشان می‏دهیم زبان فارسی برای مدتی در این منطقه رونق داشته است.

بازنمود رابطه انسان و جهان در نظام نوشتاری و فرهنگی چین

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 53-74

https://doi.org/10.30465/acas.2019.2883

وجیهه سادات پورنجفی، شهروز شریعتی

چکیده رابطۀ زبان و اندیشه در فهم هستی همواره یکی از دغدغه‌های فکری دیرینه در علوم انسانی بوده و بررسی رابطۀ این دو متغیر به فعالیتی علمی و دانشگاهی تبدیل شده است. این در حالی است که با طرح نظریاتی نظیر «چرخش زبانی» و نقدهای وارد بر آن امروزه جایگاه و اهمیت زبان در آفرینش از ابزاری برای ایجاد ارتباط و انتقال اندیشه خارج و هم‌چون ابزاری برای شکل‌دهی و مکاشفۀ جهان بیرونی مطرح شده است. این مقاله، ازمنظری میان‌رشته‌ای، رابطۀ زبانی انسان و هستی را در نظام نوشتاری و اندیشگانی چینی، به‌عنوان دو بخش مهم نظام ارتباطی، بررسی می‌کند و بر اهمیت هم‌بستگی بین زبان و اندیشه برمبنای تأملات فرهنگی در زبان و خط چینی تأکید خواهد کرد. ازمنظر این مقاله، نظام نوشتاری چینی، درمقام تنها نظام ارتباطی کهن جهان که از آغاز پیدایش تا کنون چون رشته‌ای به‌هم‌پیوسته تکامل خود را در ادوار مختلف تاریخی چین پشت سر گذاشته و به‌مانند حاملی برای انتقال فرهنگ و تفکر چین به بقای خود ادامه داده است، می‌تواند هم‌چون جعبۀ سیاهی برای فهم و کشف بنیان‌های هستی‌شناسی انسان عمل کند. براین‌اساس، این مقاله با استفاده از آموزه‌های برخی از شاخص‌ترین نظریات زبانی معاصر، ضمن بررسی نظام نوشتاری زبان چینی در عصر باستان، می‌کوشد ازمنظری فرهنگی به این پرسش پاسخ دهد که ارتباط انسان و جهان در نظام نوشتاری و فرهنگی چین چگونه بازتاب یافته است؟