بررسی ساختار کاشیکاری و کتیبههای مساجد دوره قاجار از منظر ریختشناسی (نمونه موردی: مسجد نصیرالملک شیراز)
دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 217-242
https://doi.org/10.30465/acas.2025.48459.1175
میترا منصوری آردکپان، مژگان رئوف رحیمی
چکیده مسجد مکان عبادت و تجمع مسلمانان در شهرهای اسلامی است که معمولاً در میان عناصر شهری و یا روستایی جایگاه والایی دارد. در ایران از کاشی هم برای تزئین هم به منظور استحکام بنا استفاده میشود. در اغلب موارد، هنر کاشی در تزئینات الگویی با الهام از نقوش و رنگها با ساختار هندسی شمسه در کاشیکاری مساجد استفاده میشود. در دوران اسلامی به دلیل اهمیت خوشنویسی و تحریم نقاشی کتیبهها حائز اهمیت شدند. تزئینات کتیبهها از ممزوج شدن و درکنارهم قرارگرفتن خط و نقش به دست میآیند و بر حسب زمان، مکان یا موقعیتشان با مواد و مصالح مختلف کار میشدند. نتایج حاصل از این پژوهش که به روش کیفی- تحلیلی و توصیفی صورت گرفته است، نشان میدهد، در مسجد نصیرالملک شبستان غربی شبستانی متفاوت از شبستان شرقی است. شبستان غربی از منظر سادگی در نقوش کاشی، فقط نقوش هندسی دارد و کتیبهای ندارد، اما نقوش کاشی در شبستان شرقی، گلدسته و طاق مروارید شامل نقوش گیاهی است و نقوش جانوری همچون بلبل که شاخصه نقوش معماری قاجار است، دیده نمیشود. همچنین، در میان این نقوش گیاهی نقوش ابنیه و معماری به سبک اروپایی بسیار خودنمایی میکند. از نظر کتیبهها نیز با توجه به فراوانی، خط ثلث و سپس خط کوفی با مضامین آیات قرآنی و ادعیه اولویت دارد. خط نستعلیق هم در مواردی دیده میشود که از آن برای کتیبههای اطلاعرسان استفاده شده است.
«آوای خاموشان» بررسی اشعار فارسی بازمانده بر سنگ نوشته های مقابر در هانجوی چین
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 147-169
https://doi.org/10.30465/acas.2020.4353
احمد رضایی
چکیده دو تمدن بزرگ ایران و چین از گذشتۀ بسیار دور پیوندهای عمیقی داشتهاند. پیوندهای این دو تمدن در حوزههای مختلف اقتصادی، سیاسی فرهنگی و... بوده است. بهنظر میرسد دو عامل اساسی، زمینهساز این ارتباطات گسترده بوده است: نخست جادۀ ابریشم، دوم همسایگی و همجواری آنها؛ هرچند گذشت روزگار و تحولات جهانی و منطقهای، بهخصوص در سدههای اخیر، هر دو عامل را دیگرگون کرد، لکن دیرینگی و عمق روابط ایران و چین به حدی بوده است که هیچ عاملی نمیتواند باعث بُرش و جدایی آنها شود. از طرفی، اگرچه از روزگاران دور روابط اقتصادی میان این دو تمدن بر دیگر حوزهها سایه افکنده بوده، اما این بدین معنا نیست که پیوندهای دیگر این دو کشور بهویژه پیوندهای فرهنگی، تحتالشعاع روابط اقتصادی بوده و مورد بیتوجهی قرار گرفته است؛ بلکه باید از دریچهای دیگر گسترش روابط اقتصادی را زمینهساز پیوندهای فرهنگی بهشمار آورد. معالوصف میتوان گفت در کنار گسترش روابط اقتصادی ایران و چین، حوزههای مختلف فرهنگی نیز بین دو کشور گسترده شد بهگونهای که نمونههایی از تأثیر پذیری این دو تمدن را میتوان در اساطیر، آثار ادبی، هنر سفالگری، روابط مذهبی و... مشاهده نمود. در دورة پس از اسلام، پیوندهای فرهنگی بهگونهای متفاوت و البته بسیار گستردهتر بروز کرد. آنچه در این دورۀ فرهنگی بیش از هر موضوع دیگری در خور توجه است، گسترش زبان فارسی در چین بهخصوص در مناطق غربی آن است. اما توجه به حوزۀ نفوذ زبان فارسی گویا فقط به این منطقه منحصر شده بود تا اینکه پیدایش و بررسی کتیبهها و گورنوشتههای هانجو، حقایق دیگری را آشکار کرد و جلوهای عمیق تر از نفوذ زبان فارسی را در چین نشان داد. در هفت کتیبه از گورنوشتههای هانجو ۸۱ بیت شعر فارسی در قالب قصیده، غزل، قطعه و رباعی است که ۶۱ بیت آن قابل خواندن و غیرتکراری است. در این سرودهها، سرودهها و تأثیر سخن سعدی بسیار آشکار است. هرچند گور نوشته از حضور بازرگانان ایرانی را نشان میدهد، لیکن نباید حضور زبان فارسی را در آنها منحصر بدانیم. در این مقاله ضمن گذری بر روابط فرهنگی ایران و چین، گورنوشتههای مذکو را را بررسی کرده و نشان میدهیم زبان فارسی برای مدتی در این منطقه رونق داشته است.
