کلیدواژه‌ها = ‌ فریدون

مطالعه تطبیقی داستان «فریدون و ضحاک» در شاهنامه وداستان «بهیما و باکه» در مهابهارت

دوره 3، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 43-56

https://doi.org/10.30465/acas.2023.40478.1154

فرانک جهانگرد، طیبه گلستانی حتکنی

چکیده ساختار و محتوای حکایت «بهیما و باکه» در مهابهارت با داستان «ضحاک» در شاهنامه شباهت­های متعددی دارد. در هر دو داستان، ضدقهرمانی متعرض، موجودات را برای خوراک می­کشد. مردم با وی پیمان می­بندند مشروط به این که به کسی آسیب نرساند،خوراک روزانه او را تهیه کنند و به نزدش بفرستند. در نهایت یکی از کسانی که به عنوان خوراک ضدقهرمان تعیین شده بود (یا یکی از نزدیکان وی) بر ضدقهرمان می­شورد و او را نابود می­کند.در این مقاله با روش تطبیقی خطوط اصلی دو داستان بررسی و شباهت­ها و تفاوت­های آنها  تحلیل خواهد شد. پررنگ بودن همانندی­ها، نشان از سرچشمه مشترک یا اقتباس یکی از دیگری دارد؛ امری که می­تواند یادآور دوران همزیستی دو قوم هند و ایرانی در دوران باستان باشد. طبیعی است که تفاوت­های ناگزیری در دو داستان دیده شود. به عنوان نمونه پیوندهای اصیل و دقیقی که در اسطوره ایرانی خودنمایی می­کند، از جمله نوع نمادها و پیوند آنها با یکدیگر، در متن هندی دیده نمی­شود. به علاوه جای قرار گرفتن هر کدام از داستان­ها در روایت حماسی، به صورت داستان اصلی یا حکایت فرعی -که خود می­تواند نشانگر اهمیت آن باشد- نشان می­دهد این نوع شورش بر دشمن در نزد ایرانیان بیشتر مورد توجه و امعان نظر بوده است. در واقع هر چند در اصل روایت تشابهات زیادی دیده می­شود، پردازش دقیق­تر آن در شاهنامه نشان از اصالت این روایت در بین ایرانیان دارد.