آواهای عاشورایی: بررسی تطبیقی موسیقی عزاداری در میناب و مسقط
دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 33-64
https://doi.org/10.30465/acas.2025.51627.1183
بابک دهقانی، سیما صابر صلغی
چکیده موسیقی عاشورایی، به عنوان عنصری بنیادین در آیینهای عزاداری شیعیان، بازتابدهندهی واقعهی کربلا و تجلیگر ارادت عمیق به امام حسین (ع) و یاران باوفایش است. این پژوهش، با اتخاذ رویکردی مردمشناختی و جامعهشناسانه، به بررسی تطبیقی و تحلیلی آواهای عاشورایی در دو منطقهی میناب و مسقط میپردازد. هدف اصلی، شناخت دقیق ابعاد اجتماعی-فرهنگی این آواها در دو بافت فرهنگی متفاوت با تأکید بر آیینها، سنتها، و باورهای مرتبط با آنهاست. روش تحقیق بهکاررفته، ترکیبی از بررسیهای توصیفی، تحلیلی و تطبیقی است که به بررسی معانی، مفاهیم، و نمادهای نهفته در اجرای آواهای عاشورایی و نقش آنها در ساختار اجتماعی و فرهنگی هر دو منطقه میپردازد. این پژوهش به دنبال کشف وجوه مشترک و تفاوتهای آواهای عاشورایی در میناب و مسقط و همچنین تحلیل تأثیر عوامل فرهنگی، اجتماعی و تاریخی بر شکلگیری و تحول این سنتهاست. یافتههای این پژوهش در نهایت به درک بهتر نقش موسیقی عاشورایی در حفظ و انتقال ارزشهای فرهنگی-مذهبی جوامع حاشیهی خلیج فارس، بهویژه در زمینه پاسداشت حماسهی عاشورا، کمک شایانی خواهد کرد و میتواند برای پژوهشهای آتی در این زمینه راهگشا باشد.
تحلیل آسیبپذیری مخاطبان زن در سینمای ایران بر اساس نظریه اپیژنتیک* (بررسی موردی دو فیلم شاخص سینمای ایران)
دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 65-95
https://doi.org/10.30465/acas.2025.45357.1170
فرشته سالارکریمی، محمد علی صفورا، امیر حسن ندایی
چکیده سینما طی قرن بیستم به پرطرفدارترین و تأثیرگذارترین گونه هنری تبدیل شده است، لذا شناخت تأثیر و تأثرات آن بر مخاطبان، ازجمله مخاطبان زن، امری بسیار مهم به نظر میرسد. تحقیقات جدید صورت گرفته در حوزه اپیژنتیک به تاثیرات عمیق ژنتیک بر شخصیت انسان صحه میگذارد. اپیژنتیک (فراوراثت)، نظریهای در زمینه توارث است که بیان میکند ژنها دارای حافظهای برای ثبت وقایع هستند. این پژوهش که با روش تحلیل محتوای کیفی و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، تلاش دارد بر اساس نتایج تحقیقات اپیژنتیک، تأثیر سینما بر آسیبپذیری زنانِ مخاطب سینما و در نهایت احتمال انتقال این نقشها از جمله انفعال و درماندگی شخصیتی را به نسلهای آینده بررسی نماید. نتایج تحلیل دو فیلم هدفمند انتخاب شده، از دو دهه متفاوت سینمای ایران و تحقیقات صورت گرفته در حوزه روانشناسی، علوم اعصاب و اپیژنتیک نشان میدهد، که بازنمایی مکرر زنان منفعل و درمانده در این فیلمها، با فعالسازی نورونهایآینهای و درونیسازی الگوهای رفتاری، میتواند مسیرهای عصبی مرتبط با درماندگی را تقویت کند. این فرایند، مطابق نظریهی یادگیری مشاهدهای احتمال انتقال این الگوها به نسلهای بعدی از طریق تغییرات اپیژنتیکی را افزایش میدهد.
علماندوزی در آیینه احادیث کتابت و خوشنویسی
دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 97-115
https://doi.org/10.30465/acas.2023.28562.1088
کامیار صداقت ثمرحسینی
چکیده مقاله حاضر با رویکردی ساختاری و با طبقهبندی احادیث صادره از حضرت رسول الله (ص) و ائمه اطهار (ع) پیرامون کتابت و فنون خوشنویسی؛ و با در نظر گرفتن دورههای تاریخی صدور هر یک از آن احادیث، به موضوع علم اندوزی خصوصاً در سدههای نخستین آن میپردازد. از این طریق میتوان با تحولاتِ علمی، فرهنگی و هنری قرون طلایی جهان اسلام، یعنی سدههای سوم تا پنجم هجری قمری را بهتر آشنا شد. مقاله حاضر نشان میدهد که احادیث نبوی در باب کتابت بر موضوعاتی نظیر کتابت کلام وحی؛ سوادآموزی همگانی؛ تعالیم اخلاقِی و معنوی کاتبان و نویسندگان؛ و آموزشهای پایهای نگارش خط با تشویق به زیبا نویسی تأکید دارند؛ اما به تدریج، در احادیث نشانههایی از شکوفایی تمدن اسلامی؛ مانند تطور بیسابقة خطوط اسلامی؛ ظهور ورّاقان؛ رشد علوم و دانشها؛ ایجادِ مشاغل خوشنویسان و کتابت فاخر قرآن، در احادیث اهلبیت(ع) نمایان میشود که بیانگر رشد علمی جامعه است.
واکاوی عناصر گروتسک در فضاسازی و شخصیتپردازی انیمههای سیاه ژاپنی با تاکید بر انیمه پاپریکا
دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 191-216
https://doi.org/10.30465/acas.2025.50339.1179
زهرا مقیمی، اکرم قاسمپور
چکیده انسان مدرن در اجتماع و جهان پرهیاهوی امروز، مملو از امیال و احساسات سرکوبشده است. او همیشه تلاش میکند راهی برای برونریزی و از بین بردن احساسات نامطلوب خویش پیدا کند. یکی از راههای دستیابی به احساساتی که در اعماق وجود آدمی تهنشین شده است، همذاتپنداری با فانتزیهای هنجارشکن، پیچیده و یا عمیقی است که در برخی انیمهها وجود دارد. انیمهی پاپریکا سرشار از تصاویر شگفتانگیز و متناقض است، این انیمه میتواند میل انسان را به تاریکی، نامیرایی و اکتشاف، ارضا کند. انیمهی پاپریکا کارناوالی را به تصویر میکشد که کلاژی (Collage) از فرهنگها، مذاهب، سمبلها و وقایع ملتهای مختلف است که مرز بین رؤیا و هنر با جهان واقعی است و میتوان آن را مصداقی بر نظریهی کارناوال باختین دانست. سؤال این است که بهکارگیری عناصر گروتسک چه تأثیری بر فضاسازی، شخصیتها و بهطور کل روایت اثر میگذارد؟ این مقاله در تلاش است بر اساس نظریهی کارناوال باختین، تأثیر عنصر گروتسک در انیمهی پاپریکا با تحلیل سبکشناسانه و زیباییشناسی بصری، بررسی کند.
بررسی ساختار کاشیکاری و کتیبههای مساجد دوره قاجار از منظر ریختشناسی (نمونه موردی: مسجد نصیرالملک شیراز)
دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 217-242
https://doi.org/10.30465/acas.2025.48459.1175
میترا منصوری آردکپان، مژگان رئوف رحیمی
چکیده مسجد مکان عبادت و تجمع مسلمانان در شهرهای اسلامی است که معمولاً در میان عناصر شهری و یا روستایی جایگاه والایی دارد. در ایران از کاشی هم برای تزئین هم به منظور استحکام بنا استفاده میشود. در اغلب موارد، هنر کاشی در تزئینات الگویی با الهام از نقوش و رنگها با ساختار هندسی شمسه در کاشیکاری مساجد استفاده میشود. در دوران اسلامی به دلیل اهمیت خوشنویسی و تحریم نقاشی کتیبهها حائز اهمیت شدند. تزئینات کتیبهها از ممزوج شدن و درکنارهم قرارگرفتن خط و نقش به دست میآیند و بر حسب زمان، مکان یا موقعیتشان با مواد و مصالح مختلف کار میشدند. نتایج حاصل از این پژوهش که به روش کیفی- تحلیلی و توصیفی صورت گرفته است، نشان میدهد، در مسجد نصیرالملک شبستان غربی شبستانی متفاوت از شبستان شرقی است. شبستان غربی از منظر سادگی در نقوش کاشی، فقط نقوش هندسی دارد و کتیبهای ندارد، اما نقوش کاشی در شبستان شرقی، گلدسته و طاق مروارید شامل نقوش گیاهی است و نقوش جانوری همچون بلبل که شاخصه نقوش معماری قاجار است، دیده نمیشود. همچنین، در میان این نقوش گیاهی نقوش ابنیه و معماری به سبک اروپایی بسیار خودنمایی میکند. از نظر کتیبهها نیز با توجه به فراوانی، خط ثلث و سپس خط کوفی با مضامین آیات قرآنی و ادعیه اولویت دارد. خط نستعلیق هم در مواردی دیده میشود که از آن برای کتیبههای اطلاعرسان استفاده شده است.
ریختشناسی هالۀ نور مقدس مبتنی بر هنر پردهخوانی ایران
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 263-289
https://doi.org/10.30465/acas.2024.47923.1174
هادی ولی پور قره قیه، مژگان رئوف رحیمی
چکیده هالۀ نور مقدس در طول تاریخ به واسطۀ رخنه در فرهنگ ملل، تبدیل به سنتی ازلی در بین هنرمندان شده است. این قاعده به عنوان یک نقشمایۀ پرتکرار هنری اشاره به امری مقدس در بستر هنرهای سنتی دارد که امروزیترین نمودش در نقاشیهای هنر پردهخوانی بوده که البته در سایر هنرها همچون نگارگری، موزاییککاری، نقشبرجستهکاری، نقاشی و... هویتش بیشتر آشکار میگردد. در میان بخشی از آثار هنری در طول تاریخ، شمایل بزرگان با هالۀ نور مشخص شدهاند که اشاره به جایگاه مقدس و تشخصی فراانسانی و ارتباط شخص با خدا دارد. اما اینکه ریختار این نقشمایه مشتمل بر چه اشکالی بوده و چه تحلیل و تفاسیر دارد و چه رستنگاهی میتوان برایش در نظر گرفت، پرسشهای این پژوهش است. بر این اساس تلاش شده در جهت ریختشناسی، از پردهخوانی به دیگر هنرها نقب زده شود تا به نمونهها، گونهها و معانی متنوعشان در طول تاریخ دست یابیم. نتایج نشان میدهد هالۀ نور مقدس نمودی از قرابت امر مقدس و هنر سنتی است و اشاره به جایگاه رفیع اشخاص هالهپوش دارد. این پژوهش به شیوۀ توصیفی - تحلیلی و بر مبنای منابع کتابخانهای انجام شده است.
