موضوعات = تاریخ
تاریخ

دوگانه ایران و افغانستان در داستان آواره بی‌خورشید

دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 17-34

https://doi.org/10.30465/acas.2025.51985.1184

زهرا حاتمی

چکیده مقاله حاضر با استفاده از نظریه پسااستعماری تلاش در بازنمایی نحوه مواجهه ایرانی میزبان و افغان‌های مهاجر در اثر داستانی «آواره بی‌خورشید» نوشته محمدهادی محمدی دارد. پرسش اصلی مقاله حاضر آن است که تصویر ارائه‌شده از افغانی مهاجر در روایت داستانی «آواره بی‌خورشید» حاوی چه پیام‌هایی است و چه نقشی در برساخت هویت جدید از خودِ افغانی در برابر دیگریِ ایرانی بازی می‌کند. فرضیه تحقیق حاضر آن است که آنچه در روایت محمدی در بازنمایی زندگی بومان، کودک کارگر افغانی می‌یابیم به نحوی پُررنگ‌تر در روایت‌ نویسندگان افغانی نیز قابل ردیابی است که در آن بر هویت، نژاد، زبان، فرهنگ و تاریخ متفاوت افغانستان و ایران تأکید شده و تلاش گردیده است در مقابله با موقعیت فرودستی جامعه مهاجر، وجوه امتیازبخشی آنان برشمرده شود. این روایت‌ها جامعه فرودست‌انگاشته‌شده افغانی مهاجر را به صدا درآورده و به آن‌ها این امکان را داده است که نه‌تنها با روایت‌های مخالف خود مقابله کنند، بلکه این روایت فرودست‌کننده را برعکس نمایند و از مزایای فرهنگی، تاریخی و طبیعی کشور خود سخن بگویند. قدرت سخن و روایت آن‌ها به نحوی است که توانسته است بر ذهنیت نویسندگان ایرانی نیز تأثیرگذار شده و آن‌ها را وادار به نگارش آثار خود در چنین فضای گفتمانی کند.

تاریخ

مقایسه نوع پوشش زنان در حکومت عثمانی و زنان در حکومت قاجار

دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 117-137

https://doi.org/10.30465/acas.2025.41490.1159

سمانه عسگری

چکیده   طرز پوشش از جمله موضوعاتی است که بنا به جغرافیا و فرهنگ هر منطقه‌ای تغییر می‌کند. این موضوع تنها تحت تأثیر جغرافیا قرار نگرفته است عواملی از جمله دین نیز بر نحوه پوشش تأثیرگذار بوده است. از جمله دوره‌های مورد بحث در بین تاریخ‌نگاران دوره‌های حکومت قاجار در ایران و دوره سقوط امپراتوری عثمانی در آناتولی است. زنان در حکومت‌های یادشده جزئی جدایی‌ناپذیری از جامعه بوده‌اند. با روی کار آمدن اسلام و پذیرش آن توسط ترک‌ها و ایرانی‌ها آداب و سنت‌های اسلامی-عربی در حکومت‌های شکل‌گرفته در ایران و آناتولی دیده شده است.  احکام اسلام در هر زمینه‌ای به خصوص پوشش زنان دیده شده است. با روی کار آمدن ایدئولوژی مدرنیزم در جهان در قرن 18، حکومت‌های عثمانی و قاجار نیز بی‌تأثیر از آن باقی نماندند. پوشش زنان از جمله مواردی بود که رو به تغییر نهاد. نحوه پوشش زنان در حکومت عثمانی و قاجار از جمله موضوعاتی است که مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش به دنبال پاسخ به سؤالاتی از جمله نوع پوشش زنان در دوره‌های یادشده و پاسخ به میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری این حکومت‌ها از سایر فرهنگ‌های جدیدی بوده است که در پی انقلاب 1789 فرانسه در جهان به وجود آمده است. برای بررسی این موضوع در کنار استفاده از منابع کتابخانه‌ای، از منابع آرشیو ملی رئیس‌جمهوری ترکیه در استانبول نیز استفاده شده است.

تاریخ

نشانه شناسی شهری و نقش آن در تبیین هویت شهری تهران عصر قاجاریه

دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 139-163

https://doi.org/10.30465/acas.2022.41701.1160

زهرا علیزاده بیرجندی، محدثه ضیاء

چکیده شهرها همانند آحاد انسانی از هویتی مستقل و متفاوت برخوردارند. هویت شهری دربردارنده ویژگی‌هایی است که سبب تمایز یک شهر از سایر شهرها می‌گردد . مقوله هویت شهری نه تنها در شناخت شهرها بلکه در روند هویت‌یابی شهروندان و تقویت فرهنگ شهری نقش اساسی ایفا می‌کند. شالوده‌های هویتی شهرها تحت تأثیر عوامل طبیعی ،مصنوعی ،انسانی و رویدادهای تاریخی شکل گرفته‌اند. این عناصر به‌عنوان نشانه‌های  معنادار در خوانش معانی نهفته در فضای کالبدی  شهر و درک وجوه تمایز و تداوم شهرها نقش بسزایی دارند .هدف مقاله حاضر  تحلیل نشانه‌های تبیین‌گر هویت شهری  تهران عصر قاجاریه و نحوه عملکرد آن‌هاست. روش این پژوهش تاریخی ـ تفسیری و مبتنی بر رویکرد نشانه‌شناسی شهری است. در این رویکرد حضور نشانه‌ها و معانی عناصر کالبدی جهت خوانش محیط و درک مؤلفه‌های هویت‌ساز شهر تهران در عصر قاجاریه مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌های حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که نشانه‌های نمادین به دلیل دلالت‌های تاریخی، فرهنگی و خاستگاه‌های اسطوره‌ای آن از ظرفیت تبیین گری بیشتری در بازنمایی مؤلفه‌های هویتی تهران عصر قاجاریه برخوردارند. در روند خوانش نشانه شناختی فضاهای شهری تهران در این دوره برخی از ناسازه­های دلالت و کارکرد صرفاً از طریق دلالت‌های تاریخی قابل درک است.