سینمای ژاپن و بازاندیشی در سامان سیاسی بدیل: سانشوی مباشر و مقاومت زیست-سیاسی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 خرداد 1404
https://doi.org/10.30465/acas.2025.52042.1186
پوریا چهاردهی، عباس منوچهری، سیدمحسن علویپور
چکیده نسبت میان سینما و سیاست یکی از کانونهای محوری تأمل در اندیشهورزی معاصر به شمار میآید؛ بهویژه زمانیکه هنر نه صرفاً بازنماییکنندۀ واقعیت، بلکه میدانی برای پرورش اندیشههای سیاسی و امکانهای نوین سوژگی رهاییبخش تلقی شود. سینمای ژاپن، بهویژه در نیمۀ دوم قرن بیستم، از جمله سنتهای هنریای است که این وجه نظری در آن بهشکل چشمگیری مورد توجه قرار گرفته است. در میان سینماگران برجستۀ این سنت، کنجی میزوگوچی در آثار خود به شیوههای گوناگون مسئلۀ رهایی از ستمهای ساختاری پرداخته است. فیلم سانشوی مباشر از مهمترین نمونههایی است که نقش اخلاق انسانی را در مواجهه با ظلم و برای گشودن افقی برای جهانی دیگر به تصویر میکشد. این پژوهش با روش تحلیلی–تفهمی و بر پایۀ مفاهیم «زیست-سیاست»، «قدرت مؤسس»، «مالتیتود» و «امر مشترک» در اندیشۀ آنتونیو نگری، تلاش میکند این فیلم را نهفقط بازنمایی رنج، بلکه عرصهای برای زایش مقاومت و تکوین سوژگی سیاسی مورد تحلیل قرار دهد. در این چارچوب، مقاومت نه در قالب کنشی شورشی یا قهرمانانه، بلکه از خلال فداکاری، سکوت و حافظۀ جمعی رخ میدهد. بدین ترتیب، به این پرسش پاسخ داده خواد شد که فیلم سانشوی مباشر ساختۀ کنجی میزوگوچی، چه روایتی از مفهوم مقاومتهای بدیل ارائه میدهد؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که مؤلفههای مقاومت بدیل در فیلم با مفاهیم نگری همخوانی داشته و در مواردی همچون خلق امر مشترک و تکوین سوژگی در بستر رنج، همافقاند.
بررسی تطبیقی دیدار شمس و مولوی با دیدار بویا و جونگزیچی چینی بر اساس نظریه کهنالگویی یونگ
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 خرداد 1404
https://doi.org/10.30465/acas.2025.52060.1187
تهمینه بازدار
چکیده ادبیات همواره بستری برای شناخت جنبههای گوناگون فکری،فرهنگی و اجتماعی تمدنها و لایه های زیرین اندیشه در ملل مختلف را فراهم کرده است؛ ادبیات تطبیقی ابزاری است که درتحلیل اشتراکات و افتراقات آثار ادبی ملل مختلف و برای نشان دادن تاریخ اندیشهها و پیوند آنان بسیار کارآمد است. بررسی و کاوش در کرانههای ادبیات فارسی و چینی ما را به آثاری رهنمون میکند که علیرغم تفاوتهای ساختاری، مشابهتهای فراوانی دارند. از جمله این آثار، داستان دو دیدار مولوی با شمس و بویا باجونگزیچی است. در این پژوهش، با روشی تحلیلی- تطبیقی، ضمن مقایسه داستان دو دیدار شمس و مولوی و بویا و جونگزیچی بر اساس نظریه کهن الگویی یونگ، به بررسی شباهتها و تفاوتهای آنها در دو فرهنگ ایران و چین بر پایه اندیشه صوفیانه و حکمت شرق پرداخته و در پرتو چنین رویکردی چرایی و چگونگی شروع، ادامه و انتهای این دو داستان تحلیل گردیدهاست. نتیجهی پژوهش نشان میدهد، هر دو داستان از نظر چهارچوب یا خط اصلی در زمینهی کهن الگوی پیرمرد خردمند و کهن الگوی مرگ و تولد دوباره بسیار شبیه هستند، در حالیکه حوادث بعد از جدایی دو محبوب یا دو دوست صمیمی در پایان این دو داستان و نیز بنیادهای عرفانی این دو داستان از جمله مؤلفههای اساسی متمایزکننده آنها به شمار میرود.
پوشش و سیاست هویت: مطالعهای بر تغییر ذائقه فرهنگی مهاجران افغانستانی در ایران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 خرداد 1404
https://doi.org/10.30465/acas.2025.52197.1189
حسین میرزائی
چکیده این مقاله به بررسی تغییرات ذائقه فرهنگی و سیاست هویت در میان مهاجران افغانستانی در ایران، با تمرکز بر دگرگونیهای پوششی میپردازد. مهاجران با چالشهای هویتی متعددی مواجه هستند که یکی از برجستهترین نمودهای آن، تغییر در نوع لباس است. عوامل مختلفی مانند فشارهای اجتماعی و فرهنگی، نسل، سن، تحصیلات، شغل و رسانهها در این تحولات نقش دارند. نسلهای جوانتر (دوم و سوم) تحت تأثیر بیشتر فرهنگ ایرانی قرار گرفته و به پوششهای غیرسنتی روی آوردهاند، در حالی که نسل اول تمایل بیشتری به حفظ پوششهای سنتی دارد. با این حال، بسیاری از مهاجران با تلفیق عناصر سنتی و مدرن، تلاش میکنند هویت فرهنگی خود را حفظ کنند. این تغییرات نشاندهنده تعاملات پیچیده بین فرهنگ بومی و مقصد هستند و بازتابی از سعی مهاجران در تطبیق با جامعه میزبان در کنار حفظ هویت فرهنگی خود میباشد. روش پژوهش، مردمنگاری است که با مشاهده مشارکتی و مصاحبههای عمیق با ۱۶ مهاجر در شهرک قائم قم انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که تغییر پوشش تنها انطباق ظاهری نیست، بلکه بازنمایی عمیقی از مذاکره هویت، قدرت نمادین و موقعیت اجتماعی مهاجران در جامعه میزبان است.
تحلیل پیشران های کلیدی گردشگری فرهنگی در ایران بر مبنای برنامه هفتم توسعه
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404
https://doi.org/10.30465/acas.2026.53542.1193
سید شهاب الدین هدایتی
چکیده هدف از پژوهش حاضر آینده پژوهی راه های گسترش گردشگری فرهنگی در ایران در جهت فراهم آوردن بستر شناختی و علمی مناسب برای برنامه ریزان و سیاستگذاران با اتکا بر نظرات نخبگان است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از حیث روش پیمایشی در سطح اکتشافی و مبتنی بر رویکرد آینده پژوهی صورت گرفته است. با توجه به ماهیت این تحقیق، نخست تعدادی از متخصصان و خبرگان انتخاب نموده و سپس از روش دلفی و مطالعات اسنادی برای تعیین پیشران های کلیدی استفاده گردید . تعداد شرکت کنندگان در دلفی که شناسایی شده و در تحقیق مشارکت نمودند متشکل از 15 نفر از خبرگان حوزه مدیریت جهانگردی و سازمان برنامه و بودجه بودند. به منظور اعتبارسنجی و اجماع در خصوص پیشران های با اهمیت، از تحلیل دلفی فازی استفاده شده است. مرحله دوم با به کارگیری روش تحلیل اثرهای متقابل با استفاده از نرم افزار میک مک، به تحلیل ساختاری پیشران های شناسایی شده در مرحله نخست اقدام شد. یافته های تحقیق نشان داد که پتانسیل های تنوع فرهنگی و وجود میراث های جهانی و مکان های مربوط به اسطوره های فرهنگی خصوصا تنوع و گوناگونی ادیان و مذاهب می تواند در برنامه ریزی های آینده نقش کلیدی در توسعه گردشگری فرهنگی داشته باشد.
مقایسه شدت اضطراب، سبکهای مقابلهای و تابآوری در هنرمندان موسیقی و نقاشی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404
https://doi.org/10.30465/acas.2025.52003.1185
نغمه نودوشنی
چکیده جهان پرشور هنر موسیقی و نقاشی، پشت زیباییهایش، چالشهای روانشناختی پنهانی برای هنرمندان دارد. این تفاوتهای ناشناخته، نیاز به پژوهشی برای درک سلامت روان آنها را برجسته میکند. هدف این پژوهش مقایسه شدت اضطراب، سبکهای مقابلهای، و تابآوری در هنرمندان حرفهای موسیقی و نقاشی در شهر تهران بود. پژوهش از نوع توصیفی-مقایسهای بود و جامعه آماری شامل هنرمندان با حداقل 3 سال سابقه حرفهای در سال 1404 بود. نمونهای شامل 100 نفر (50 موسیقیدان و 50 نقاش) به روش در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای اضطراب بک (BAI)، سبکهای مقابلهای لازاروس و فولکمن (WOCQ)، و تابآوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) جمعآوری و با تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که موسیقیدانان اضطراب و سبک مقابلهای هیجانمحور بالاتری دارند، در حالی که نقاشان از سبک مقابلهای مسئلهمحور و تابآوری بیشتری برخوردارند. سبک مقابلهای اجتنابی تفاوت معناداری نشان نداد. این نتایج با مطالعات قبلی همخوانی دارد و بر تأثیر ماهیت فعالیت هنری بر سلامت روان تأکید میکند. پیشنهاد میشود که مداخلات روانشناختی، مانند کارگاههای مدیریت استرس، برای حمایت از موسیقیدانان و تقویت تابآوری آنها طراحی شود. پژوهشهای آینده میتوانند اثر حمایت اجتماعی و مداخلات آموزشی را بررسی کنند.
