بنیان یابی تمدّن ایرانی در آسیای کهن
دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 1-16
https://doi.org/10.30465/acas.2025.16322.1021
ناصر تکمیل همایون
چکیده آسیای کهن به گونه بزرگترین قاره زمین، زیستگاه نخستین جماعتهای انسانی بوده که حیات باستانی خود را در فرهنگهای گوناگون نظم دادهاند. ساکنان سرزمینهای آسیایی در مهاجرت و ارتباط با یکدیگر که گاه بهسختی صورت میگرفت، تأثیر و تأثرات بسیار در یکدیگر باقی گذاشتهاند و هیچگاه بریده از هم نبودهاند. از اقوام ریشهدار آسیایی نامهایی در تاریخ آمده که مشهورترین آنها شاید «قوم آرین» ها باشد که به شعبههای گوناگون تقسیم شدهاند و در مراحل تکاملی زمان و فرهنگ و فرهنگسازی، در برههای از تاریخ که تحول عظیم شهرنشینی و حکومت و عصر کتابت پدید آمده آن قوم را در پهنه تمدن قرار داده است. این امر از هزار سوم پیش از میلاد مشهود است.
تبیین مفهومی نقش جغرافیای فرهنگی در صلحآفرینی (همراه با برخی مصادیق)
دوره 3، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 165-189
https://doi.org/10.30465/acas.2025.51318.1182
مهدی کریمی
چکیده ادغام بینشهای جغرافیای فرهنگی در شیوههای صلحآفرینی میتواند بهطور قابلتوجهی اثربخشی آنها را افزایش دهد. با تمرکز بر این بینشهای جغرافیای فرهنگی، صلح آفرینان میتوانند جوامعی را ایجاد کنند که نهتنها در برابر منازعات مقاوم هستند، بلکه از طریق تنوع و همکاری نیز شکوفا میشوند. درک ابعاد اجتماعی، تاریخی و فضایی این مفاهیم اجازه میدهد که رویکردهای دقیقتر و تأثیرگذارتر برای ایجاد و حفظ صلح در جوامع مختلف توسعه یابد. بر همین اساس، مقاله حاضر با تکیه بر روش توصیفی-تبیینی تعامل میان جغرافیای فرهنگی و صلحآفرینی را بررسی کرده و بحث میکند که با پذیرش و شناخت جنبههایی مانند هویت فرهنگی، مکانسازی، میراث فرهنگی، گفتوگوی بین فرهنگی، اهمیت صلح سازی از پایین و درک اهمیت محیط زیست تلاشهای صلحآفرینی میتوانند محیطهایی ایجاد کنند که در آن جوامع مختلف بهطور مسالمتآمیز به حیات خود ادامه دهند. این استراتژیها نهتنها به حل تعارضات فوری میپردازند، بلکه به تابآوری و همبستگی اجتماعی درازمدت نیز کمک میکنند. در جهانی که همچنان با چالشهای متعددی دستوپنجه نرم میکند، آموختن درسهایی از جغرافیای فرهنگی بهمنزله اصول اساسی در شکلگیری آیندهای صلحآمیز مؤثر خواهد بود.
بازنمود رابطه انسان و جهان در نظام نوشتاری و فرهنگی چین
دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 53-74
https://doi.org/10.30465/acas.2019.2883
وجیهه سادات پورنجفی، شهروز شریعتی
چکیده رابطۀ زبان و اندیشه در فهم هستی همواره یکی از دغدغههای فکری دیرینه در علوم انسانی بوده و بررسی رابطۀ این دو متغیر به فعالیتی علمی و دانشگاهی تبدیل شده است. این در حالی است که با طرح نظریاتی نظیر «چرخش زبانی» و نقدهای وارد بر آن امروزه جایگاه و اهمیت زبان در آفرینش از ابزاری برای ایجاد ارتباط و انتقال اندیشه خارج و همچون ابزاری برای شکلدهی و مکاشفۀ جهان بیرونی مطرح شده است. این مقاله، ازمنظری میانرشتهای، رابطۀ زبانی انسان و هستی را در نظام نوشتاری و اندیشگانی چینی، بهعنوان دو بخش مهم نظام ارتباطی، بررسی میکند و بر اهمیت همبستگی بین زبان و اندیشه برمبنای تأملات فرهنگی در زبان و خط چینی تأکید خواهد کرد. ازمنظر این مقاله، نظام نوشتاری چینی، درمقام تنها نظام ارتباطی کهن جهان که از آغاز پیدایش تا کنون چون رشتهای بههمپیوسته تکامل خود را در ادوار مختلف تاریخی چین پشت سر گذاشته و بهمانند حاملی برای انتقال فرهنگ و تفکر چین به بقای خود ادامه داده است، میتواند همچون جعبۀ سیاهی برای فهم و کشف بنیانهای هستیشناسی انسان عمل کند. برایناساس، این مقاله با استفاده از آموزههای برخی از شاخصترین نظریات زبانی معاصر، ضمن بررسی نظام نوشتاری زبان چینی در عصر باستان، میکوشد ازمنظری فرهنگی به این پرسش پاسخ دهد که ارتباط انسان و جهان در نظام نوشتاری و فرهنگی چین چگونه بازتاب یافته است؟
