دوره و شماره: دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 1-290 ((بهار و تابستان 1402)) 
مقاله علمی- پژوهشی

چگونگی شکل‌گیر‌ی یادمان نادرشاه و نسبت آن با ایدئولوژی حکومت پهلوی

صفحه 1-24

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5148

علیرضا اسماعیلی؛ علی بیگدلی؛ مهرناز بهروزی

چکیده یادمان‌سازی برای شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی، به‌عنوان یک سنت، سابقة دیرینه‌ای در معماری ما داشته است. در ساخت این یادمان‌ها معمولاً به تناسب شخصیت افراد از انواع نمادها و نشان‌ها استفاده شده است. در تاریخ معاصر انجمن آثار ملی با ساخت ده‌ها آرامگاه و مجسمه برای رجال سیاسی و فرهنگی، یکی از نهادهای پیشرو در این زمینه بوده است. در این راستا انجمن آثار ملی، در سال 1334، ساخت آرامگاه و مجسمة نادرشاه را به دو تن از هنرمندان نام آشنای حوزة معماری و مجسمه‌سازی، هوشنگ سیحون و ابوالحسن صدیقی، سفارش داد؛ افتتاح و بهره‌برداری از این مجموعه تا سال 1342 به طول انجامید.
     باتوجه به جایگاه ویژة نادر در تاریخ ایران و مقبولیت وی در بین تودة مردم، این اقدام انجمن در بین فعالیت‌های دورة دوم آن از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی و  بهره‌گیری از اسناد و تحقیقات جدید سعی شده در کنار واکاوی جنبه‌های هنری این یادمان، به این سوال پاسخ داده شود که انجمن و حاکمیت چه اهداف سیاسی و ایدئولوژیکی را در انجام این اقدام دنبال می‌کرده‌اند. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که پرداختن انجمن به این اقدام در برهه‌ای خاص از تاریخ ایران و حمایت و نظارت مستقیم و مستدام شاه برای انجام آن، دلایلی فراتر از ساخت یک یادمان صرف برای شخصیتی تاریخی همچون نادر داشته است.

مقاله علمی- پژوهشی

زمینه‌ها و ظرفیت‌های زبان و ادبیات فارسی در هم‌گرایی منطقه‌ای کشورهای حوزۀ تمدن ایران فرهنگی مطالعۀ موردی: افغانستان و تاجیکستان

صفحه 25-42

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5438

خدیجه حاجیان

چکیده زبان فارسی از شاخصترین مولفه‌های هویت ایرانیان و خط فارسی خط مشترک و عامل پیوند و وسیله‏ای برای برقراری ارتباط میان آنان شمرده شده است. این زبان همچنین نقش ویژۀ انسجام بخشی در بسترسازی فرهنگی و تحقق هویت ملی را دارد. نقش زبان و ادبیات فارسی در جایگاه بر جسته‌ترین مولفۀ فرهنگی میان ما و کشورهای ایران فرهنگی به ویژه افغانستان و تاجیکستان اساساً ناشناخته مانده است. بررسی و شناخت زمینه‌ها و ظرفیت‌های عنصر مشترک در هویت، یعنی زبان در تحکیم مولفه‏های هویت، باورها، ارزش‌ها و نگرش‌های مشترک در طول زمان و نسل‌ها نقشی اساسی به عهده دارد. ارزش‏های برگرفته از مولفه‏های هویت ایرانی- اسلامی که هم متعلق به فرهنگ اسلامی و هم جزئی از اجزای فرهنگ ایرانی است؛ بخشی از هویت ماست که در ادبیات فارسی تجلی پیدا کرده است. در این تحقیق سعی شده است با نگاهی به بستر تاریخی هویت فرهنگی مشترک با کشورهای حوزۀ تمدنی ایران فرهنگی، به چگونگی و کیفیت این امر، مسائل پیرامون آن، راه‌کارهای هم‌گرایی و موانع پیش رو پرداخته شود. پرداختن به این امر در کشورهای حوزه‌ی ایران فرهنگی، به‌دلیل اشتراک‌ها و پیوندهای فرهنگی، ضرورتی است که باید به آن اهتمام بیشتری ورزیده شود. تأکید این تحقیق بر دو کشور افغانستان و تاجیکستان بوده است.
در این مقاله سعی شده است اهمیت و وجه ضرورت چنین کاری،‌ با نگاهی به بستر تاریخی هویت فرهنگی مشترک با کشورهای حوزۀ تمدنی ایران فرهنگی (به ویژه تاجیکستان و افغانستان مسائل پیرامون آن، امکان‌ها و موانع پیش رو پرداخته شود. 

مقاله علمی- پژوهشی

معماری دورة شهرنشینی ایران‌باستان به روایت هنر مهرسازی

صفحه 43-68

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5028

مرتضی حصاری

چکیده ایران به لحاظ دارا بودن حوزه‌های مختلف جغرافیایی، دربرگیرندة جوامعی با نظام‌های  فرهنگی-تاریخی متفاوت است .بر پایة چارچوب‌های نظری و مدارک زبان شناسی- باستان‌شناسی به‌دست‌آمده از محوطه‌هایی با حوزه‌های فرهنگی مختلف ایران، می‌توان گونه‏های معماری ایران باستان را بازسازی کرد. مقطع زمانی این پژوهش دورة شهرنشینی که تطور یا به نوعی تغییر نوع زندگی از روستا به شهر است، مورد بررسی قرار می‏گردد. یکی از این منابع که می‌توان از آن برای این پژوهش استفاده کرد، مهرها و نقوش‌مهری به‌دست ‌آمده از فعالیت‌های باستان‌شناسی است. در این پژوهش سعی خواهد شد با روش توصیفی-تحلیلی و داده‌هایی که صرفاً مهر و اثرات مهری هستند و به‌صورت کتابخانه‌ای و در اندک موارد به‌صورت مستقیم به آن‌ها دسترسی داشتیم استفاده کرده، به پرسش‌های مطرح‌شده، پاسخ دهیم. این پرسش‌ها شامل، مشخص شدن کاربری برخی از سازه‌های معماری این دوره است که شامل معابد، قصر، انبار و سیلو، و احتمالاً  آغل و طویله  هستند. دیگر پرسش این پژوهش این است که چه تفاوتی بین فضاهای آئینی و درباری وجود دارد؟ و پرسش آخر این است که چرا تمامی اثرات ‌مهری مربوط به معماری انبار و ذخیرة غذایی در خوزستان به‏دست آمده است؟

مقاله علمی- پژوهشی

مطالعۀ تحلیلی نقش درخت سخنگو در نسخه های فارسی و عربی عجایب المخلوقات قزوینی مصور شده در هند

صفحه 69-87

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5328

سیدرضا حسینی؛ فاطمه حیدری

چکیده گسترش برخی مفاهیم آیینی و اسطوره­ای درباره­ی درختان، موجب گره خوردن آنها با معانی و باورهای خاص شده است.از جمله این درختان، درخت سخنگو است که قدمتی طولانی داشته و در هنر اقوام مختلف جهان بخصوص فرهنگ­های شرقی نظیر هند حضوری گسترده دارد.پژوهش حاضر با هدف تحلیل ویژگی­های تصویری و کیفیات بصری نقش درخت سخنگو در نسخه­های فارسی و عربی عجایب­المخلوقات­قزوینی مصور شده در هند و واکاوی وجوه اشتراک و افتراق آنها انجام گرفته است. سوالات پژوهش عبارتند از: 1ـ کیفیات بصری به­کار­رفته در نقش درخت سخنگو در نسخه­های فارسی و عربی عجایب­المخلوقات قزوینی مصور شده در هند کدام­اند؟2ـ وجوه اشتراک و افتراق نقش درخت سخنگو در نسخه­های فارسی و عربی عجایب­المخلوقات قزوینی مصور شده در هند چیست؟ این پژوهش به روش توصیفی­ـ­ تحلیلی بوده و داده­ها با استفاده از منابع کتابخانه­ای گردآوری شده است. جامعه­ی پژوهش شامل11 تصویر از شش نسخه­ی فارسی و عربی عجایب المخلوقات قزوینی است.

مقاله علمی- پژوهشی

تحلیل ساختار شهر بغداد در عصر عباسیان

صفحه 89-110

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5132

سیدمهدی خاتمی؛ آزاده جلالی

چکیده شهر بغداد به‌عنوان شهر جدید و پایتخت عباسیان توسط منصور دوانیقی، دومین خلیفه عباسی ساخته شد. بغداد به‌عنوان پایتخت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی ‌ایفای نقش کرده و یکی از مهم‌ترین شهرهای برگرفته از آرمان‌های قدرت پادشاهان به‌عنوان الگوی شهرسازی ‌است. لذا بررسی شهرسازی بغداد و تاثیر ‌اندیشه‌های فکری آن دوران و تحلیل ساختار و عملکرد شهری آن اهمیت می یاید. علی‌رغم کمبود کارهای باستان‌شناسی، پژوهش‌های مکتوبی در زمینه تاریخ بغداد انجام شده‌است. هدف پژوهش حاضر تحلیل ساختار و عملکرد بغداد متاثر از جهان‌بینی حاکم و تحلیل کالبدی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شهر ‌می‌باشد. لذا با استفاده از روش پژوهش توصیفی-تاریخی،  ساختار شهر بغداد در ابعاد مختلف تحلیل می‌شود. نتیجه پژوهش نشان‌دهنده طراحی شهر مدور بغداد متاثر از جهان‌بینی حاکم بر ساختار کلان و جزئیات عملکردی و هم‌چنین تجلی مفهوم شهر-قدرت (مرکزیت عالم و امپراطوری جهان)، شهر-دولت (پایتخت حکومت)، شهر-بازار (گسترش راه‌های بازرگانی) و شهر-مردم (نهضت‌های فرهنگی و اهمیت اقشار اجتماعی) می‌باشد.

مقاله علمی- پژوهشی

کبیسه یا اصلاح سال 500 تقویم یزدگردی (منشا انحراف تقویم در میان زردشتیان هند)

صفحه 111-127

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5437

حمیدرضا دالوند

چکیده تقویم یزدگردی یکی از یادگارهای کهن میزاث ایرانی است که هم در پهنه اقتصادی و علمی جهان اسلام و هم در حوزه دینی جهان زردشتی، کارکرد خود  را حفظ کرد. هربار به ضرورت نیاز کاربران، دستخوش تحول و دگرگونی شد[a1] . هر اصلاح و تحولی پی­آمدهای خود را داشت و بر جامعه کاربران تاثیرهای ویژه­ای برجای گذاشت. برای مثال، اصلاحات معتضدی کارکرد اقتصادی تقویم یزدگردی را گرفت و وهیزک سال 375ی جامعه زردشتی را به اعتبار جایگاه پنجه در پایان آبان یا اسفند به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کرد. ویا، پیدایش تقویم جلالی و اصلاحات ملکشاهی در سده پنجم هجری گاهشمار ایرانی را از سیطره جامعه زردشتی خارج ساخت.
یکی از اصلاحات ممکن و محتمل، کبیسه سال 500 در تقویم یزدگردی و در درون میراث سنت زردشتی است. آنچه در این گفتار می­خوانیم، چگونگی آن رویداد و پی­آمدهای آن بر جهان زردشتی تا روزگار معاصر است. این اصلاح جامعه زردشتی هند را در سده 18 و 19 به بدو بخش تقسیم کرد.




 

مقاله علمی- پژوهشی

تحلیل آیکونوگرافی نقش‌مایۀ تمبر شیروخورشید دورۀ‌ قاجار (موجود در موزۀ ملک)

صفحه 129-161

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5282

سمیه رسولی ابراهیمی فرد؛ خشایار قاضی زاده

چکیده این مقاله به تحلیل نقش مایه ی تمبر شیر و خورشید دوره ی قاجار میپردازد؛ مطالعه‌ی نقوش در ادوار مختلف، از دیرباز در پژوهش‌های هنری مورد توجه محققان و پژوهشگران بوده است. نقوش آثار باستانی و تاریخی همچون اسناد تصویری به شمار می‌روند که مطالعه­ی آن‌ها می‌تواند در ارائه‌ی اطلاعات مربوط به زمانه‌ی پیدایی اثر موردتوجه قرار گیرد. ازاین‌رو نقوش و تصاویر تمبرها نیز می‌تواند در قالب یک اثر، بازتاب‌دهنده‌ی ویژگی‌های فرهنگی، هنری، اجتماعی و... زمانه‌ی مربوط به پیدایی آن باشد. مساله تحقیق با تمرکز بر رابطه ی این نقوش در دوران قاجار با تحلیل آیکونوگرافی طرح گردید. بر این اساس پژوهشگر بر آن است که بیانگر پیدایش تمبرها از بدو به دلیل در اختیار بودن نظام‌های حاکم عمدتاً منقوش به تصاویر حکام، نقوش ملی و گاه دربردارنده‌ی چهره‌ها و اشخاص مهم دوران خود بوده‌اند؛ در این راستا برای تبیین مفاهیم نهفته در پس نقش و نگاره‌ی تمبرها به‌منظور دست‌یابی به ارزش‌ها و مفاهیم بنیادین فرهنگی و اجتماعی دوره‌ی مربوطه پژوهش حاضر با تکیه ‌بر روش آیکونوگرافی طی سه مرحله‌ی توصیف، تحلیل و تفسیر به درک معنایی نقش نمادین تمبرهای مربوطه در دوره قاجار می‌پردازد. نتایج نشان از آن دارد که نقوش خورشید و شیر ریشه در اساطیر و باورهای مردمان ایران باستان دارد؛ که به سبب اهمیت و ارزش آن در طول تاریخ تطور یافته و به‌عنوان نماد ملی بر روی درفش، سکه‌ها، مدال‌ها، تمبرها و... تصویر شده است.

مقاله علمی- پژوهشی

نمود فرهنگ در داستان های عامیانة ایرانی و هندی

صفحه 163-197

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5153

مریم شریف نسب؛ رعنا جهاندیده

چکیده قصه‌های عامیانه همواره از جهت‌های مختلفی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. یکی از دیدگاه‌هایی که می‌توان قصه‌های عامیانه را بررسی کرد، توجه به شباهت‌ها و تفاوت‌های فرهنگی بین قصه‌های عامیانه دو کشور است. به این دلیل که قصه‌های عامیانه تصویری بدون تزئین از زندگی مردم را نشان می‌دهد، این بررسی‌ها می‌تواند شناختی عمیق از فرهنگ اقوام مختلف را به نمایش بگذارد. ساختار و محتوای هر قصه مؤلفه‌های فرهنگی آن را در بردارد. در این پژوهش ساختار و محتوای قصه‌های عامیانه ایران و هند با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی عرفی بررسی شده‌اند. این بررسی در بیست داستان (ده داستان از هر کشور) در عناصری چون پیرنگ، کاراکترهای فعال، ساختار، موضوع و درونمایه، صورت گرفته و در پایان نشان داده شده است که در کنار شباهت‌های زیاد تفاوت‌های بنیادین در ساختار، کاراکترها و محتوای قصه‌های دو کشور وجود دارد که بیان‌کننده‌ی خاستگاه‌های متفاوت فرهنگی دو قوم است.

مقاله علمی- پژوهشی

تحلیلِ تطبیقیِ متن دو ترانۀ ایرانی و افغانی در دورۀ همه‏گیری کروناویروس کووید-19 با رویکرد استعارۀ شناختی

صفحه 199-220

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5329

مریم سادات فیاضی

چکیده باور به نقش انکارناپذیر موسیقی در کاهش استرس از یک سو و پذیرفتن آن به‏عنوان ابزاری کم‏هزینه و کارآمد در آموزش، بستر مناسبی فراهم آورده برای خلق آثار هنری موسیقیای در دورۀ همه‏گیری کروناویروس کووید-19. فصل مشترک این آثار وجوه هنری و زیبایی‏شناختی آنها و وجه ممیزشان- صرف نظر از سبک و سازبندی- محتوا و پیامی است که خالقان‏شان برآنند تا به شنوندگان خود منتقل کنند و شامل گسترۀ کران‏گشاده‏ای است از موضوعات اجتماعی و سوگیری‏های سیاسی تا مسائل آموزشی و اخلاقی. پژوهش پیش‎رو، تحلیل تطبیقی متن دو ترانۀ ایرانی و افغانی است تا از گذر آن  بتوان مولفه‏های زبان‏شناختی آثار هنری را در دو پارادایم فکری بازشناخت. بنیان نظری پژوهش بر آرای زبان‏شناسان شناختی و به‏طور خاص استعارۀ مفهومی استوار است. پیکرۀ داده‏های پژوهشِ کیفی پیش‏رو، متن دو ترانه از رضا صادقی خوانندۀ ایرانی و فرهاد دریا خوانندۀ افغان است که با روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته‏اند. یافته‏های پژوهش ناظرند بر این که علی‏رغم گزینش استعارۀ مفهومی واحدی برای بیان یک موضوع مشخص، برجسته‏کردن عناصر متفاوتی از حوزۀ مبداء، به شکل‏گیری رویکردهای متباینی می‏انجامد که در کنار یکدیگر آنتی‏نومی کاملی را برمی‏سازند.

مقاله علمی- پژوهشی

همسانی‌های فکری خیام و شکسپیر؛ با تکیه بر نمایشنامه‌های شکسپیر

صفحه 221-239

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5439

توران محمدی؛ مسعود باوان پوری

چکیده ادبیات تطبیقی یکی از کاربردی‌ترین گرایش‌های ادبیات نوین است که به بررسی و مطالعة شباهت‌ها و تفاوت‌های آثار ادبی فرهنگ‌های مختلف می‌پردازد. اندیشه‌های خیامی از جمله موضوع‌های محوری و خاصی می‌باشد که بر ذهن و نوع تفکّر بسیاری از نویسندگان و ادیبان تأثیر گذاشته است. از جمله کسانی که این اندیشه‌ها در آثارش انعکاس یافته است، ویلیام شکسپیر است. نگارندگان در جستار حاضر برآنند که با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، به بررسی شباهت‌های فکری خیام و شکسپیر پرداخته و با کنکاش در آثار نمایشی شکسپیر این همسانی‌های فکری را نمایان سازند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که حیرت و سرگشتگی و بدبینی شکسپیر مانند خیام، زادة تشنج و ناامنیِ اوضاع اجتماعی‌ای است که از نظر مذهبی دچار تحول شده است. هر دو انسان‌ها را در عرصۀ عالم اشباح و تصاویر و سرگردانی می‌بینند که بدون هیچ هدفی می‌آیند و بدون مقصدی می‌روند. یکی دیگر از تفکّرات مشترک آن دو، بی‌اعتباری دنیا و و عدم اعتماد به آن است. خیام بارها مطرح کرده است که این دنیا چه اعتباری دارد سرانجام باید رفت. شکسپیر نیز اندیشه‌ای همسان با خیام دارد؛ بی‌اعتباری جهان را می‌توان به وضوح در نمایشنامه‌های او به ویژه هملت و مکبث سراغ گرفت. حدیث مرگ و عجز بشریت در برابر آن دیدگاه خیام به زندگی، دیدگاهی بد سرانجام است؛ او بشر را در مقام مرگِ محتوم، عاجز می‌داند. نبرد با سرنوشتی که در آثار شکسپیر، مخصوصاً در هملت، دیده می‌شود همسان با اندیشة خیام است.

مقاله علمی- پژوهشی

مطالعه تطبیقی بازتاب مضامین شیعی در آثار هنری فاطمیان مصر و آل‏بویه

صفحه 241-262

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5193

الهه سادات میربابائیان رودسری؛ حسین شجاعی قادی کلائی

چکیده آثار برجای مانده از فاطمیان و آل ‏بویه نشان می‏دهد که فاطمیان نسبت به استفاده از مضامین شیعی در آثار هنری خود سستی نموده‏اند، در حالی که آل‏بویه در آثار خود به وفور از آن استفاده کرده‏ و از مضامین متنوع‏ترین نیز در آثار خود بهره برده‏اند. پژوهش حاضر به روش تاریخی و توصیفی- تحلیلی و با هدف شناخت دلایل تفاوت در نوع بازتاب مضامین شیعی در هنر فاطمیان مصر و آل‏بویه انجام شده است و به این پرسش پاسخ می‏دهد که وجود تفاوت در نوع بکارگیری مضامین شیعی در آثار هنری فاطمیان و آل بویه ناشی از چیست؟ نتایج نشان می‏دهد که نگرش متفاوت فاطمیان و آل‏بویه نسبت به هنر، بروز تفاوت در نوع استفاده آنان از مضامین شیعی را منجر شده است؛ فاطمیان به آثار هنری به دید کالایی برای تجارت و کسب درآمد نگاه می‏کردند، در حالی‏که آل‏بویه نسبت به هنر نگرشی تبلیغی داشتند و آثار هنری را به مثابه ابزاری در جهت تبلیغ عقاید و نیزکسب مشروعیت مذهبی می‏انگاشتند.

مقاله علمی- پژوهشی هنر

ریخت‌شناسی هالۀ نور مقدس مبتنی بر هنر پرده‌خوانی ایران

صفحه 263-289

https://doi.org/10.30465/acas.2024.47923.1174

هادی ولی پور قره قیه؛ مژگان رئوف رحیمی

چکیده هالۀ نور مقدس در طول تاریخ به واسطۀ رخنه در فرهنگ ملل، تبدیل به سنتی ازلی در بین هنرمندان شده است. این قاعده به عنوان یک نقش‌مایۀ پرتکرار هنری اشاره به امری مقدس در بستر هنرهای سنتی دارد که امروزی‌ترین نمودش در نقاشی‌های هنر پرده‌خوانی بوده که البته در سایر هنرها هم‌چون نگارگری، موزاییک‌کاری، نقش‌برجسته‌کاری، نقاشی و... هویتش بیشتر آشکار می‌گردد. در میان بخشی از آثار هنری در طول تاریخ، شمایل بزرگان با هالۀ نور مشخص شده‌اند که اشاره به جایگاه مقدس و تشخصی فراانسانی و ارتباط شخص با خدا دارد. اما این‌که ریختار این نقشمایه مشتمل بر چه اشکالی بوده و چه تحلیل و تفاسیر دارد و چه رستنگاهی می‌توان برایش در نظر گرفت، پرسش‌های این پژوهش است. بر این اساس تلاش شده در جهت ریخت‌شناسی، از پرده‌خوانی به دیگر هنرها نقب زده شود تا به نمونه‌ها، گونه‌ها و معانی متنوعشان در طول تاریخ دست یابیم. نتایج نشان می‌دهد هالۀ نور مقدس نمودی از قرابت امر مقدس و هنر سنتی است و اشاره به جایگاه رفیع اشخاص هاله‌پوش دارد. این پژوهش به شیوۀ توصیفی - تحلیلی و بر مبنای منابع کتابخانه‌ای انجام شده است.