دوره و شماره: دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 1-286 ((پاییز و زمستان 1402)) 
مقاله علمی- پژوهشی

گلبدن نامه، گزارشی زنانه از تاریخ تیموریان هند

صفحه 1-23

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5130

لیلا الهیان

چکیده شبه ‏قاره‏ هند در قرن دهم، از مراکز شکوفایی زبان و ادب فارسی به دور از سرزمین مادری خود بوده است. گلبدن‏ نامه نخستین نثر بانونبشت فارسی، متعلق به این دوره است که به قلم بانویی غیرایرانی نگاشته‏شده است. گلبدن، از منظر زنی دارای اعتبار اجتماعی و ناظر بر حوادث، خاطراتی از سلوک اجتماعی و خانوادگی پدرش، بابر و برادر خود، همایون، را برجای گذاشته است. به نظر می‏رسد این کتاب فراتر از خاطره‏گویی، با زبانی زنانه در پی برجسته کردن، پنهان کردن یا دگرگون جلوه‏دادن موضوعاتی بوده‏است. مسألۀ پژوهش پیش‏رو این است که گلبدن نامه به چه مباحث تاریخی- فرهنگی به‏ویژه در نمایاندن بخش همیشه پنهان مانده حکومت‏ها یعنی زنان، اندرونی و روابط آنها از نگاه یک زن پرداخته و ازین رهگذر چگونه روایت تاریخی از پدر و برادر خود عرضه کرده است. پس از شرح محتوای تاریخی کتاب، دو موضوع در خور تأمل جایگاه زنان دربار و نیز باورها و آیین‏هایی که در خلال خاطرات بازنمایی شده، واکاوی شد. در نتیجه مشخص شد شخصیت‏ها و خاطرات طرح شده معمولاً به اعتبار ارتباط خانوادگی با شاه حاضر(‏اکبر‏شاه) انتخاب شده‏اند و نویسنده از منظری زنانه در پی‏اثبات حقانیت حکومت همایون، وفاداری برادر دیگرش، هندال، صمیمت عمیق آنها و تلاششان برای نکوداشت زنان  و مناسبات خانوادگی است.

مقاله علمی- پژوهشی

بررسی جنبه‏ های نمادین و نشانه ‏ایِ فیلم سینمایی رنگ انار به‏ کارگردانی سرگئی پاراجانف

صفحه 25-41

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4217

الهام ایل؛ محمد عارف

چکیده مقاله حاضر می‌‌کوشد به بررسی تحلیلی و نماد شناختی فیلم سینمایی رنگ انار، اثر سرگئی پاراجانف، کارگردان ارمنی، از منظر انسان شناسی نمادین بپردازد. انسان شناسی نمادین، که در امتداد نظریه های دهه 1970 و با تلاش اندیشمندانی چون گیرتز، ترز و داگلاس در علوم انسانی ایجاد شده، فرهنگ را مجموعه‌ای از معانی می‌داند که از طریق نمادها و نشانه‌ها درک و تفسیر می شود. سینما نیز به عنوان رسانه‌ای متنی، جهت انتقال معانی فرهنگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. یکی از ابزارهای مناسب برای تحلیل متون سینمایی، استفاده از روش نماد‌شناسی است، که روشی منسجم و پربار در مطالعات سینمایی محسوب می‌شود. رنگ انار، فیلمی با اقتباس از زندگی صایات نوا (شاعر ارمنی قرن هجدهم)، آمیزه‌ای از نمادهای انجیلی، تصویرپردازی‌های مذهبی، هنر بومی و معماری قوم ارمن است. این مقاله، به روش تحلیل محتوای کیفی و شیوه‌ی کتابخانه‌ای، با رویکرد انسان شناسی نمادین، مبتنی بر دیدگاه کلیفورد گیرتز، مورد مداقه قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد‌که پاراجانف از سینما گران مردم شناس ارمنی است که عناصر بومی و قومی ارمنیان را به خوبی شناخته، و شاهد تحولات نمادها و نشانه‌های بومی، به مذهبی، در دوران حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی در زندگی قوم ارمن بوده است. این مقاله به بازشناسی ده نماد و نشانه در فیلم رنگ انار می پردازد.

مقاله علمی- پژوهشی

تحلیل و بررسی نخستین آثار و شواهد زبان فارسی در چین: ردپایی از ایران پس از اسلام در چین معاصر

صفحه 43-61

https://doi.org/10.30465/acas.2020.5281

تهمینه بازدار

چکیده یکی از کانونهای اصلی جاده ابریشم، به عنوان شاهراه ارتباطی شرق و غرب، سرزمین پهناور چین است. جاده ابریشم نه تنها راه مبادلات تجاری چین با سایر کشورها محسوب می شده، بلکه مهمتر از آن مسیر تبادلات فرهنگی، بینا فردی و اجتماعی نیز به شمار می رفته است که اساسی ترین ابزار چنین تبادلی، زبان و محصولات زبانی است. ایران از جمله کشورهای بزرگی است که بخش اعظم جاده ابریشم از آن عبور می کرده است؛ شرایط خاصِ ایران یعنی قرارگرفتن در بخش عمده جاده ابریشم و همسایگی با چین باعث گردیده تبادلات فرهنگی و زبانی میان این دو تمدن بزرگ بسیار گسترده شود.آثار به دست آمده و پژوهش­های انجام شده مؤید این موضوع است که علاوه بر زبان سانسکریت، زبان فارسی تأثیرات عمیقی در فرهنگ چینی به ویژه در فرهنگ اقلیت قومی مسلمان این کشور به جا گذاشته که تأثیرات آن تا به امروز باقی است.
بر این مبنا، در پژوهش حاضر بر آنیم تا اولین اسناد و نشانه­های یافت شده و باقی مانده مربوط به خط و زبان فارسی را در زبان چینی به ویژه در مورد نخستین مراحل آموزش زبان فارسی در این سرزمین بررسی و معرفی کنیم. وام واژه­های فارسی موجود در زبان چینی، نخستین مدرسه ترجمه و اولین فرهنگ لغت فارسی- چینی "خویی خویی"[1] در چین،  از جمله این اسناد به شمار می­روند، در ادامه به تحلیل و بررسی آن­ها خواهیم پرداخت.



[1] 回回

مقاله علمی- پژوهشی

زبان و ادب فارسی، بستر نواندیشی و تجدد در تاجیکستان

صفحه 63-95

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4352

رضا چهرقانی

چکیده بیداری، نواندیشی و تجدد‏خواهی در کشور تاجیکستان تحت تأثیر آراء احمد مخدوم دانش(1828-1897م) و کتاب نوادرالواقایع او، با جنبش معارف‏پروری آغاز شده، تا امروز ادوار گوناگونی را پشت سر گذاشته و رویکردهای مختلفی؛ همچون نواندیشی دینی، سکولار، مارکسیستی، ملی‏گرا و ... داشته است. در تمامی ادوار یاد شده، زبان و ادبیات فارسی به مثابۀ محمل یا زمینه‏ای برای تکوین تجددطلبی، نواندیشی و موضوعات مرتبط با آن یا ابزاری برای انتقال مفاهیم و آراء نواندیشان این سامان به‏کارگرفته شده و حتی در برخی مقاطع تاریخی، مقولۀ زبان، خط یا ادبیات فارسی/تاجیکی فی نفسه به‏عنوان عنصری هویت‏بخش برای روشنفکران تاجیکستان اهمیت یافته است. با عنایت به این موضوع، پژوهش ‏پیش رو با بهره‏گیری از روش توصیفی- تحلیلی، کوشیده است تا مسألۀ نقش و تأثیر زبان و ادبیات فارسی در شکل‏گیری و استمرار نواندیشی و تجدد یا دگرگونی و تطور آن در تاجیکستان را بررسی و تحلیل نماید. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‏دهد که زبان و ادبیات فارسی در ارتباط با جریان نواندیشی و تجدد در این کشور و استمرار تاریخی آن، گاه طریقیت و گاه موضوعیت یافته است؛ به‏گونه‏ای که در دوران معارف‏پروری بیشتر آثار روشنفکران و آرمان‏های تجددخواهانۀ ایشان در ژانرها و قالب‏های ادبی عرضه شده‏اند. افزون بر این در ادوار بعد و در تقابل با ظهور و قدرت یافتن پان‏ترکیسم و نادیده انگاشتن هویت و حضور تاریخی تاجیکان در فرارود یا در ماجرای تغییر خط فارسی به روسی یا سیرلیک، مقولۀ زبان مادری و ادبیات فارسی و حفظ نوامیس زبانی و مواریث ادبی، خود؛ همچون آرمانی مقدس به دغدغۀ اصلی روشنفکران تاجیک در مبارزۀ اجتماعی ایشان بدل شده است.

مقاله علمی- پژوهشی

بررسی تطبیقی گرز گاوسار در نگاره‏های شاهنامه تهماسبی (ضحاک‏، رستم و سهراب و بیژن) بر اساس الگوی خوانش تصویر پانوفسکی

صفحه 97-120

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4358

نسیم حسنی درآبادی؛ زلیخا اژدریان شاد

چکیده یکی از روش‏های خوانش تصویر، روش پانوفسکی است؛ که در آن آیکونوگرافی با آیکونولوژی پیوند خورده و به مدد آن می‏توان سفری به عمق تصاویر نگارگری ایران، که چون پنجره‏ای است به سوی فرهنگ، تاریخ باستان، اساطیر و باورهای ایرانیان‏، داشت. در بررسی جایگاه انسان و اشیاء به‏کار رفته در نگاره‏های سه داستان ضحاک، رستم وسهراب، و بیژن‏ از شاهنامۀ تهماسبی، گرزی گاوسار مشاهده می‏شود، و این پرسش در ذهن ایجاد می‏شود که چرا پهلوانان در دست خود گرزگاوسار دارند، و نگارگران صفوی در خلق آن چه پیامی دارد. در این مقاله سعی شده با نگاهی تطبیقی و با استفاده از الگوی پانوفسکی؛ به محتوا و معنای مستتر و کارکرد در تصویر پرداخته شود. اطلاعات در این مقاله به روش کتابخانه‏ای گردآوری شده و روش تحقیق آن تحلیلی_توصیفی است. در نهایت دو نگاه دربارۀ گرز گاوسار وجود دارد: اول سلاحی که به پهلوانان در نبرد یاری می‏رساند و از نفوذ دشمن جلوگیری می‏کند؛ دوم به این دلیل که فریدون طرح آن را برخاک می‏کشد و به آهنگران سفارش می‏دهد، اشاره به عصر مفرغ و آهن و منابع غنی در سرزمین ما دارد. نگارگر نیز با توجه به فضای عصر صفوی، خود را در فضای حماسی شاعر می بیند، گویی قلم در دست چون گرز بود و او پهلوان، آن را به هوا برد و پا بر زمین کوبید تا خفتگان را بیدارسازد.

مقاله علمی- پژوهشی

بررسی انتقادی تذکرۀ شرعی و تبیین اهمیت آن در تاریخ ادب فارسی در ماوراءالنهر

صفحه 121-146

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4350

ابراهیم خدایار

چکیده عبدالعظیم شرعی‏(ف1311ق/1894م) نخستین تذکره‏ نویس محیط ادبی بخاراست که در نیمۀ دوم سدۀ نوزدهم با الهام از واضح بخارایی، دیگر هم ‏تبار ایرانی‏ نژاد خود، در گسترش و رونق ژانر تذکره ‏نویسی در محیط ادبی ماوراءالنهر ایفای نقش کرده است. دانش ما در زبان فارسی دربارۀ این تذکره‏ نویس و تذکره‏ اش بسیار اندک، نادرست و متناقض است. مسئلۀ اساسی این پژوهش بررسی سوانح زندگی شرعی و تحلیل انتقادی تذکرۀ وی است. نگارنده برای تبیین این مسئله با استفاده از روش تحلیل محتوا و دستاوردهای رویکرد ژانری به متن به دنبال یافتن پاسخ برای پرسش‏ های ذیل است: آیا می‏ توان به هویت واقعی شرعی دست یافت؟ مهم‏ترین شاخص ‏های شرعی برای تدوین تذکره کدام ‏اند؟ نتایج تحقیق نشان داد شرعی از ایرانی‏ تباران بخاراست که هنوز پس از نزدیک به یک‏ ونیم سده از درگذشت وی، هویت واقعی وی در هاله ‏ای از ابهام قرار دارد. نگارنده با انتخاب نه شاخص «1. تخلص؛ 2. وابستگی‏ های نژادی و نسبی؛ 3.  وابستگی‏ های فکری و ادبی؛ 4. زادگاه، تاریخ تولد و فوت؛ 5. شغل، تحصیلات، استادان، شاگردان و معاصران؛ 6. آثار شاعران؛ 7. پیوند با دربار؛ 8. بوطیقای ذوق تذکره‏ نویس؛ و 9. زبان» اهم معیارهای تذکره‏ نویسی مؤلف را تحلیل کرد.

مقاله علمی- پژوهشی

«آوای خاموشان» بررسی اشعار فارسی بازمانده بر سنگ نوشته های مقابر در هانجوی چین

صفحه 147-169

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4353

احمد رضایی

چکیده دو تمدن بزرگ ایران و چین از گذشتۀ بسیار دور پیوندهای عمیقی داشته‏اند. پیوندهای این دو تمدن در حوزه‏های مختلف اقتصادی، سیاسی فرهنگی و... بوده است. به‏نظر می‏رسد دو عامل اساسی، زمینه‏ساز این ارتباطات گسترده بوده است: نخست جادۀ ابریشم، دوم همسایگی و همجواری آنها؛ هرچند گذشت روزگار و تحولات جهانی و منطق‏های، به‏خصوص در سده‏های اخیر، هر دو عامل را دیگرگون کرد، لکن دیرینگی و عمق روابط ایران و چین به حدی بوده است که هیچ عاملی نمی‏تواند باعث بُرش و جدایی آنها شود. از طرفی، اگرچه از روزگاران دور روابط اقتصادی میان این دو تمدن بر دیگر حوزه‏ها سایه افکنده بوده، اما این بدین معنا نیست که پیوندهای دیگر این دو کشور به‏ویژه پیوندهای فرهنگی‏، تحت‏الشعاع روابط اقتصادی بوده و مورد بی‏توجهی قرار گرفته است؛ بلکه باید از دریچه‏ای دیگر گسترش روابط اقتصادی را زمینه‏ساز پیوندهای فرهنگی به‏شمار آورد. مع‏الوصف می‏توان گفت در کنار گسترش روابط اقتصادی ایران و چین، حوزه‏های مختلف فرهنگی نیز بین دو کشور گسترده شد به‎گونه‏ای که نمونه‏هایی از تأثیر پذیری این دو تمدن را می‏توان در اساطیر، آثار ادبی، هنر سفالگری، روابط مذهبی و... مشاهده نمود. در دورة پس از اسلام، پیوندهای فرهنگی به‏گونه‏ای متفاوت و البته بسیار گسترده‏تر بروز کرد. آنچه در این دورۀ فرهنگی بیش از هر موضوع دیگری در خور توجه است، گسترش زبان فارسی در چین به‏خصوص در مناطق غربی آن است. اما توجه به حوزۀ نفوذ زبان فارسی گویا فقط به این منطقه منحصر شده بود تا اینکه پیدایش و بررسی کتیبه‏ها و گورنوشته‏های هانجو، حقایق دیگری را آشکار کرد و جلوهای عمیق تر از نفوذ زبان فارسی را در چین نشان داد. در هفت کتیبه از گورنوشته‏های هانجو ۸۱ بیت شعر فارسی در قالب قصیده، غزل، قطعه و رباعی است که ۶۱ بیت آن قابل خواندن و غیرتکراری است. در این سروده‏ها، سروده‏ها و تأثیر سخن سعدی بسیار آشکار است. هرچند گور نوشته از حضور بازرگانان ایرانی را نشان می‏دهد، لیکن نباید حضور زبان فارسی را در آنها منحصر بدانیم. در این مقاله ضمن گذری بر روابط فرهنگی ایران و چین، گورنوشته‏های مذکو را را بررسی کرده و نشان می‏دهیم زبان فارسی برای مدتی در این منطقه رونق داشته است.

مقاله علمی- پژوهشی

معنا و مفهوم «طبیعت» در نقاشی‌های منظره چینی بر اساس مکتب دائو

صفحه 171-193

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4357

سید محمد مهدی ساعتچی؛ خسرو ظفرنوایی

چکیده در فلسفه و هنرهای تصویری چین، هم طبیعت و هم نقاشی‌های قلم مو و مرکب، نماد زیبایی و توازن هماهنگ عالم کاینات هستند. هنر چین در سراسر تاریخ خود، طبیعت را ملهم از نیروی پنهان تصور می‏ کند و هدف هنرمند نیز این است که با این روح تماس پیدا کرده، آن‏گاه به انتقال آن در جریان کار خود دست زند. این مقاله بر آن است تا با اتکای بر یکی از مهم‏ترین منابع معنوی این فرهنگ یعنی تعالیم دائو، به ‏عنوان مکتبی اثرگذار در شکل‏ دهی به زوایای فرهنگ چین باستان، به‏ویژه در عرصۀ فرهنگ بصری، معنا و مفهوم «طبیعت» در نقاشی­های منظرۀ چینی و طریق هماهنگی با آن را مورد مطالعه قرار دهد. شیوۀ مورد استفاده در اینجا مطالعات کتابخانه‏ای و تحلیل و بررسی تطبیقی آثار هنری و منابع اندیشه­های‏ مکتب دائو است.‏ به‏طور‏کلی دائو خواهان هماهنگی با سیر طبیعی و خودجوشی است. در مکتب دائو، اصل تغییر به ‏عنوان عامل پیش‌برندۀ جهان هستی‏(دائو) به‏عنوان توازن هماهنگ میان اضدادی تعریف می‌شود که با یکدیگر تعامل دارند (یین و یانگ). توازن میان اضداد نوعی نیرو یا روح طبیعی را به نام «چی» می‌آفریند. مناظر نقاشی‌شده (شانشوئی) نیز بازتابی از این باور در غالب نیروهای «یین» و «یانگ» هستند.

مقاله علمی- پژوهشی

نگاهی به خاستگاه احتمالی روایات کوش پیل‌دندان

صفحه 195-218

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4997

رضا غفوری

چکیده وش‌نامه منظومه‌ای است پهلوانی و موضوع آن سرگذشت ضد قهرمانی به نام کوش پیل‌دندان است که بیشتر سال‌های عمر خود را در نبرد با فرزندان جمشید و پهلوانان ایرانی به سر می‌برد‌. به جز کوش‌نامه در دیگر متون پهلوان ایران نیز دربارۀ پیل‌دندان روایت‌های متعدّدی آمده که اغلب با گزارش آن منظومه متفاوت است و اختلافهای دارد به ویژه آن‌که در این دسته منابع، داستان‌های متعدّدی دربارۀ پایان زندگی او و چگونگی کشته شدنش دیده می‌شود. یکی از نکته‌های ابهام‌آمیز دربارۀ کوش‌نامه و به ویژه قهرمان آن، خاستگاه روایات آن است که اغلب میان پژوهشگران اختلاف‌ نظرهایی دیده می‌شود و پژوهشگران فرضیه‌های مانند ارتباط داستان‌های کوش با شاهان کوشان و یا برعکس سامی نژاد بودن آن آورده‌اند. در این مقاله نخست به بررسی داستان‌های کوش پیل‌دندان در ادب پهلوانی ایران و نقد برخی نظریه‌های دربارۀ آن می‌پردازیم سپس دربارۀ منشأ احتمالی روایات این ضد قهرمان با ذکر شواهدی سخن می‌گوییم.

مقاله علمی- پژوهشی

نقش جنگ نامه‏ سرایی در بازنمایی استقلال سیاسی افغانستان معاصر

صفحه 219-243

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4351

سید علی قاسم زاده؛ تاج الدین آروین پور

چکیده جنبش جنگنامه­­سرایی در ادبیات معاصر افغانستان هم­­زمان با قیام­های مردمی در برابر انگلیسی­ها آغاز شد که به جنگ اوّل افغانستان و انگلیس(1217- 1220هـ.ش/ 1839- 1842م) معروف است. با تجاوز استعمار انگلیس به افغانستان روح حماسی و رزمی در مردم این سرزمین برانگیخته شد و منجر به جهاد مسلحانه و خلق منظومه­های حماسی متعدد شد. این منظومه­ها در وزن و سبک به­تبعیت از شاهنامۀ فردوسی به نظم درآمده­اند. موضوع اصلی این جنگنامه­ها، وصف دلاوری­ها و کیفیت مبارزة مردم افغانستان در برابر بیگانگان، مخصوصاً انگلیسی­ها و منازعات خانوادگی امرا و  حکام محلی است. این جستار به شیوۀ توصیفی– تحلیلی در پی آن است که نقش جنگنامه­سرایی را در انعکاس واقعیت­های تاریخ سیاسی معاصر افغانستان بررسی کند. از نتایج تحقیق برمی­آید که اساسا تعدد این جنگ­نامه­ها گواه احساس ضرورت تاریخی در شاعران برای حفظ هویت ملی و تلاش آنان برای ثبت و ماندگاری دلاوری­ها و دستاوردهای اتحاد ملی در پیکرة ژانر حماسه است. مقبولیت و معیارمندی شاهنامة فردوسی در افغانستان عامل اساسی گرایش مقلدانة این شاعران برای سرایش جنگ­نامه­های حماسی است؛ اگرچه هیچ­یک را نمی­توان در سبک و زبان و حتی موضوع همپایة نقش و کارکرد شاهنامه در ادبیات حماسی دانست، لیک برخی از این جنگ­نامه­ها آثار عاطفی عمیق در میان مردم افغانستان و برانگیختگی حس وطن­دوستی و تمایل به وحدت و استقلال ملی در تاریخ معاصر افغانستان داشته و دارند.

مقاله علمی- پژوهشی

ریشه‌شناسی دستبافت‌های شرقی در شبه‌جزیرۀ ایبری

صفحه 245-261

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4215

حسام کشاورز؛ علی اصغر فهیمی فر؛ حسنعلی پورمند

چکیده با ورود دستبافت­های شرقی به اروپا از دوران باستان این بافته­ها اغلب با نام­هایی که از شرق همراه آن­ها به غرب می­رفت، شناخته می­شدند. از آنجا که در سده­های اسلامی، مورها، که مسلمانان مسیحی شدۀ اروپا بودند، نقش زیادی در رواج این واژه­ها داشتند، بیشترین ظهور دستبافت­های شرقی در اروپا و به ویژه شبه جزیرۀ ایبری(پرتغال و اسپانیا) به صورت واژگان عربی است. از جانب دیگر به سبب ناشناخته بودن ساختار بافته­های شرقی برای اروپاییان، در فرهنگ لغات پرتغالی و اسپانیایی همۀ این واژه­ها معادل یکدیگر قرار گرفته­اند. این پژوهش با روش تاریخی به کند و کاو در اسناد و کتب کهن پرتغالی و اسپانیایی پرداخته و چگونگی و کیفیت حضور دستبافت­های شرقی در این سرزمین­ها را از سده­های میانه به بعد مورد مطالعه قرار داده است. با توجه به دست­آوردهای این پژوهش، در پرتغال و اسپانیا  حداقل از سدۀ چهاردهم میلادی قالی شرقی کم و بیش نمونۀ نوعی و مظهر اسباب و لوازم خانه شناخته می­شده است که واژۀ آلکاتیفا معرف آن بوده است. بیشتر این قالی­ها از هند به وسیلۀ تجارت به شبه جزیرۀ ایبری رسیده­اند و در مقابل قالی­های ایرانی به سبب گرانی نقش کمی در دکوراسیون داخلی آن­ها بر عهده داشته است.

مقاله علمی- پژوهشی

تجلی اندیشه‌های تائویی، کنفوسیوسی و بودایی در معماری منظر چین

صفحه 263-286

https://doi.org/10.30465/acas.2020.4354

بهزاد وثیق

چکیده ادیان به‌عنوان سرچشمه‌های نظری پیش از دوران مدرن، بیان‌هایی کالبدی را در باغ سازی نشان داده­اند. یکی از مهم‌ترین معماری­های منظر در خاور دور، بالأخص در چین، با نام باغ سازی چینی شناخته می­شود. چنین به نظر می‌رسد که طراحی منظر در آن دیار تا حدودی تحت تأثیر موضوع طبیعت و طبیعت‌گرائی اندیشه‌های بودایی، تائویی و کنفوسیوسی واقع‌شده است. در این مقاله بر اساس روش پژوهش در نمونه موردی و تحلیلی-توصیفی با تکیه‌بر مطالعات اسنادی مربوط به تعاریف پایه تفکرات تائویی، کنفوسیوسی و بودایی به شناختی اجمالی از ایده‌های فلسفی آن دست‌یافته و در ادامه با تحلیل عناصر و نیز کلیات باغ چینی به چگونگی تأثیرگذاری اندیشه­های مذکور بر شکل‌گیری باغ و منظر آن اشاره می­شود. از مطالعات انجام‌شده چنین برمی‌آید که منظرسازی چینی تجسم عینی نمادهای اندیشه­های تائویی، کنفوسیوسی و بودایی بوده که خود را در قالب عناصر، نظم‌ها و روابط و مکان‌یابی میان اجزاء بازمی‌نمایاند.